تبليغاتX
فرهنگ نوين

فرهنگ نوين

رساله عملیه با نگاهی جدید و همه جانبه

بسم الله النور

 

 

بيا تا گل بر افشانيم  و مي در ساغر اندازيم

فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم

اگر غم  لشكر  انگيزد  كه  خون  عاشقان  ريزد

من و ساقي به هم سازيم و بنيادش بر اندازيم

 

 

 

1.       شناخت خداوند متعال بر هر كسي واجب است و زندگي بدون شناختن او حرام است.

2.    بر هر انساني واجب است كه نصف( سه دانگ)  زندگي خود را در اهميت خدا شناسي و دو دانگ آن را در اهميت اخلاق و  يك دانگ آن را در اهميت احكام عملي دين صرف كند.

3.  آموختن هر چيزي را كه ما را به شناخت خدا مي رساند واجب است و اگر به آن اهميت ندهيم ، كار حرامي مرتكب شده ايم.

4.      عبادت كردن و علم آموختن چون ما را با خدا آشنا مي سازد واجب است.

5.    اگر عبادتي يا علمي ، ما را با خدا آشنا نسازد ، لغو و بيهوده است و اگر انسان در هنگام عبادت يا آموختن علم توجهي به شناخت خدا نداشته باشد ، عبادتش باطل  و علمش گناه است.

6.    واجب است بدانيم كه همه موجودات جهان ، نشانه و اسمهاي خدا هستند ، مثل موجهاي دريا كه دريا را نشان مي دهند.

7.    واجب است بدانيم كه هر كدام از موجودات جهان بخشي از عظمت خدا را نشان مي دهند و اگر همه  اسمهاي خداوند را در نظر بگيريم كه شامل همه چيز باشد ، اسم الله بر آن مصداق پيدا مي كند.

8.    واجب است بدانيم كه در نظر گرفتن خدا بدون توجه به اسمهايش ( موجودات) اسم هو و در نظر گرفتن اسمهاي خدا بدون او ، اسم موجودات عادي و در نظر گرفتن اسمهاي خدا و خود خدا اسم الله بر آن صدق مي كند.

9.    واجب است كه بدانيم تمام پيامبران فقط براي يك چيز آمده اند و آن اين كه به ما بفهمانند كه موجودات جهان چه رابطه اي با خدا دارند و آمده اند كه خدا را معرفي  كنند و از ديدن موجودات كه اسمهاي خدا هستند به خود خدا راه پيدا كنند همانطور كه از ديدن موجهاي دريا با خود دريا آشنا مي شويم.

10.      واجب است كه از موجودات كثير جهان به وحدت خدا برسيم يعني وحدت را در كثرت ببينيم ، همانطور كه در موجهاي فراوان دريا ،  فقط دريا را بايد  ببينيم.

11.      واجب است بدانيم كه همه موجودات جهان ، چه جمادات يا گياهان و يا حيوانات  و انسان داراي شعورند ، اما شعور در آنها از كم تا زياد تقسيم شده است ، بنا بر اين همه موجودات مي فهمند و درك دارند و مي شناسند و حرف مي زنند و انسان بالاترين درجه شعور را دارد ، اين بدان معناست كه اسمهاي خدا در جهان  چهار نوعند و هر كدام به اندازه درجه كمال خود ، خدا را نشان مي دهند و انسان كه كاملترين آنهاست بر بقيه موجودات حاكم است و جانشين خدا در زمين.

12.     واجب است هر انساني بداند كه به هرچه بنگرد گويا بر خدا مي نگرد ، همچنانكه وقتي بر يك كلمه اي مي نگرد در حقيقت به معناي آن كلمه توجه مي كند و  نه به حروف كلمه ، همچنانكه حروف ، اسم معنا هستند ، موجودات جهان هم اسم خدا هستند.

13.              واجب است انسانها بدانند كه هميشه و همه جا نزد خدا هستند ، همانند موجها كه نزد دريا هستند.

14.      هر انساني واجب است بداند كه امانت مهمي كه خدا نزد او سپرده است ، اختيار و آزادي در اعمال و ولايت است ، بگونه اي كه هرچه انسان بخواهد مي تواند انجام دهد برخلاف ديگر موجودات و بايد از اين امانت بدرستي و در راههاي شايسته استفاده كند ، هرچند استفاده نادرست هم از اين قدرت و اختيار ممكن است ، ولي فقط بايد در راه خير به كار گيرد وگرنه به جاي پاداش ، كيفر مي بيند.

15.  واجب است بدانيم كه همه اشياء و صفات و خواص آنها ، اسماء و صفات خداوند هستند و خداوند هميشه در حجاب اين اسماء و صفات است.

16.       واجب است بدانيم كه اگر اسم خدا را از اشياء جدا كنند ، هيچ مي شوند و به عبارت ديگر ، همه چيز با اسم خدا چيز است.

17.      واجب است بدانيم كه جز خداي تبارك و تعالي چيزي نيست و هرچه هست اوست ، جلوه ها و اسمها هم ظهور اوست.

18.      واجب است بدانيم كه همه چيز اسم خداست ، شما خودتان اسم خدا هستيد ، زبانتان هم اسم خداست ، دستتان هم اسم خداست ، وقتي از جايي به جايي مي رويد هم با اسم خدا مي رويد و در يك كلام ، همه چيز اسم الله است و اسم در مسماي خودش فاني است.

19.      واجب است بدانيم كه از هرچيزي كه تعريف و تمجيد كنيم ، اين تعريف و تمجيد خداست ، زيرا هر موجودي اسم خداست و خودش چيزي نيست ، موج دريا ، همان درياست.

20.       بايد بدانيم كه مستقل ديدن موجودات ، حجابهاي ظلماني هستند و موجودات را نشانه و اسم خدا ديدن ، حجابهاي نوراني هستند و بر همه واجب است كه هم حجابهاي ظلماني و هم حجابهاي نوراني را ناديده بگيرند تا حق را با همه شكوه و عظمتش مشاهده كنند و آن وقت مي فهمند همه موجوادت سرابند  و خدا همه چيز.

21.      واجب است كه جهان را خيال اندر خيال و اعتبار اندر اعتبار و همه موجودات را غرق و  فاني در خدا بدانيم ، همچنانكه موج فاني در درياست و  بايد با چشم راست وحدت ( خدا ) را  و با چشم چپ  كثرت ( موجودات)  را  ببينيم ، اما بايد نگاه چشم راست و وحدت و ديدن خدا بر ديدن كثرت غلبه كند.

22.     واجب است كه بدانيم پيامبران و امامان ، انسانهايي مانند انسانهاي ديگر هستند كه در اثر شدت ايمان و تدين و عمل به دستورات خدا و خودسازي و تهجد و دوري از گناه ، بتدريج به مقام و درجه اي از ايمان مي رسند كه يك انسان كامل در آن مقام قرار مي گيرد و وقتي كه به آن  رسيد معصوم مي شود و خطا و گناه از او محال است كه سر بزند و هر آنچه بگويد يا انجام بدهد يا تقرير كند صحيح و براي ديگر انسانها حجت شرعي مي شود.

23.      واجب است بدانيم كه وقتي انساني در مسير تكاملي خود به درجه عصمت مي رسد ، اگر اراده كند ، هر نوع كاري از او ساخته است و همه موجودات جهان ، مطيع امر او  مي شوند و اين كار براي پيامبران معجزه و براي غير پيامبر كرامت و خرق عادت ناميده مي شود.

24.      واجب است بدانيم كه مسير تكاملي در جهان از كم ارزشترين موجودات كه جمادات هستند شروع و به خدا ختم مي شود. هرچه به سوي خدا به پيش مي رويم بر ارزش و قدرت ما افزوده مي گردد ، به گونه اي كه وقتي انساني به مقام عصمت و ولايت تامه مي رسد ، بر همه چيز حاكم مي شود و ديگراني كه قبل از اين مقام هم قرار مي گيرند ، مانند اولياء الله  ،داراي كرامت مي شوند.

25.واجب است كه در نماز وقتي صراط المستقيم را بر زبان مي آوريم ، مقصود آن را با ياد آوري قضيه غدير خم و رهبري حضرت علي(ع) و امامان اثني عشر(ع) براي خود بيان كنيم.

26.     واجب است كه هر انسان مكلفي بداند كه بر جهان قانون قضا و قدر حاكم است و خداوند ، هر كاري را بر همين اساس مرتب كرده است به اين معني كه قدر و تعيين اندازه و مقدار به دست و اختيار انسان سپرده شده است و هر آنچه را كه انسان تقدير كند و  بر گزيند ، همان خواست ، توسط خدا انجام مي گيرد و هيچ انساني مجبور نيست ، بلكه همان خواست او اجرا مي شود و اين اجرا ، قضاي الهي است. به عبارت ديگر قدر به دست انسان است و اجراي آن يا قضا ء به دست خدا.

27.     واجب است كه انسان در هر هفته حد اقل يك ساعت به تفكر بپردازد كه كيست و چيست و از كجا آمده است و چه بايد بكند و بعد از اين به كجا خواهد رفت و ...

28.     واجب است انسان بداند كه هميشه دو فرشته همراه او هستند كه يكي كارهاي خوب و ديگري كارهاي بد او را مي نويسد و در قيامت به آنها رسيدگي مي شود.

29.      واجب است انسان بداند كه تنها دين و مكتب قابل قبول براي خدا ، آن مكتب و ديني است كه بر آخرين پيامبر يعني حضرت محمد(ص) نازل شده است و مهمتر از همه ، آخرين حكم خدا در واقعه غدير است.

30.      مستحب است انسان بداند كه هر توقعي كه از خدا داشته باشد ، اگر به اين توقع باور و ايمان پيدا كند ، خداوند به او عطا مي كند.

31.      واجب است انسان بداند كه زندگي دنيا مقدمه زندگي واقعي انسان است و زندگي اصلي انسان بعد از مرگ شروع مي شود و دنيا مانند پلي است كه ما را به زندگي آن دنيا مي رساند.

32.      واجب است انسان بداند كه زندگي بعد از مرگ خود را بايد در همين دنيا بسازد و مصالح ساختماني بهشت ، عقايد و اخلاق و اعمال انسان است و مطابق مكتب آخرين پيامبر خدا حضرت محمد(ص) و به همه سفارشهاي او خصوصا آخرين سفارشش در مورد جانشين خود بايد پاي بند باشد و اگر حتي يك دستور از عقايد را قبول نكند ، دينش ناقص است.

33.            واجب است بدانيم كه مرگ ترسناك نيست و مانند خوابي است كه هر شب آن را تجربه مي كنيم.

34.     واجب است بدانيم كه خدا مهربانتر از آن است كه اندازه آن را بدانيم و با هر بهانه اي مي خواهد ما را به بهشت ببرد.

35.واجب است كه بدانيم كه فقط دو گروه تا ابد در جهنم باقي مي مانند ، قاتل ظالم و انسان مشرك و بقيه ، هرچند گناهان زيادي هم كرده باشند ، پس از مدتي كه در جهنم عذاب شدند به بهشت مي روند.

36.      واجب است بدانيم كه مهمترين گناه در جهان خلقت ، گناه عقيدتي است و آن اينكه به سخنان و دستورات آخرين پيامبر خدا حضرت محمد(ص) توجه نكنيم.

37.      واجب است بدانيم كه درجات بهشت و جهنم ، بر اساس توجه به دستورات آخرين پيامبر خدا حضرت محمد(ص) به انسانها داده مي شود.

38.             واجب است بدانيم كه خدا هميشه نزد ماست ، همچنانكه دريا هميشه نزد امواجش مي باشد.

39.      واجب است بدانيم كه به هرچه بنگريم ، به خدا نگريسته ايم ، زيرا همه چيز اسم خدا و جلوه اوست ، همچنانكه وقتي به موج دريا مي نگريم ، در حقيقت به دريا نگريسته ايم.

40.      واجب است بدانيم كه پيامبران و ائمه (ع) بندگان خدا هستند كه بر اثر بندگي خدا  و رعايت دستورات الهي و تلبس به اسماء حسناي الهي و كامل شدن و تجلي اسماي الهي در آنها به اين مقام رسيده اند.

41.      واجب است بدانيم كه همه انسانها مي توانند و بايد به مقامهاي عالي معنوي برسند و هيچ مانعي براي رسيدن به كمال نهايي از طرف خداوند نيست و فقط بستگي به عمل و همت انسان دارد و عنايت خداوند  شامل همه است و هرچه انسان در مقام انساني بالاتر رود ، عنايت خاص خدا هم بيشتر مي شود.

42.      واجب است كه بدانيم خداوند مي خواهد همه انسانها ، كامل و در حد معصوم شوند تا هدف خلقت محقق گردد و اسماء الهي به طور كامل در همه انسانها تجلي كند و همه چيز الهي شود.

43.     واجب است كه انسان بداند كه تمام لحظات زندگي دنيا در بلا و سختي پيچيده شده است تا انسان متكاملتر شود ، زيرا راحتي و رفاه ، شخصيت انسان را سست و ناتوان مي كند.

44.      واجب است انسان بداند كه لذتها و خوشيهاي دنيا واقعي نيستند و لذت واقعي بعد از مرگ نصيب انسان مي شود و هرگز لذت واقعي در اين دنيا درك نمي گردد.

45. مستحب است كه انسان بداند ، داشتن بهترين زندگي دنيايي از همه نظر ، فقط تا 40 شبانه روز ، براي انسان اذتبخش است و بعد از آن تكراري و بي مزه مي شود.

46.        واجب است انسان بداند كه اگر در دين و مكتبي ، حتي يك خطا وجود داشت ، آن دين و مرام و مذهب ، باطل است ، زيرا خداوند خطا نمي كند و مطابق عقل و عاطفه و امور عادي دنيايي فرمان مي دهد.

47.      واجب است انسان بداند كه تعاليم اسلام در سه موضوع عقايد و اخلاق و احكام عملي ( فقه) خلاصه مي شود و مهمترين تعاليم اول عقايد و بعد اخلاق و سپس احكام است و اگر حتي يك عقيده را از عقايد اصلي اسلام را قبول نكنيم ، از دين اسلام خارج شده ايم و موجب كفر مي گردد.

48.      واجب است بدانيم كه دين يهود به رهبري حضرت موسي(ع) و دين مسيحيت به رهبري حضرت عيسي ( ع) از طرف خداوند بوده اند و مانند رتبه هاي درسي براي بشريت مي باشند كه دين يهود ، كلاس ابتدايي دين و دين مسيحيت كلاس دوره راهنمايي دين و دين اسلام آخرين رتبه كلاس دين بوده است. حضرت موسي (ع) در كتاب توراتش آمدن حضرت عيسي(ع) يا ماشيح را مژده داده است و حضرت عيسي(ع) در كتاب انجيلش ، آمدن حضرت محمد(ص) يا فارقليطا را مژده داده است و حضرت محمد(ص) در كتابش قرآن كه تا روز قيامت كتاب زندگي خواهد بود ، جانشين خود را با ابلاغ روز غدير و ديگر سفارشات معين كرده است.

49.      واجب است بدانيم كه هر آنچه را كه پيامبر در زمان خود و يا امام معصوم در زمان خود مي گويد ، همانا گفته خداست ، زيرا معصوم جانشين و خليفه تام خداوند است و براي همه انسانها حجت است.

50. واجب است بدانيم كه در زمان غيبت ، براي شناختن عقايد و اخلاق و احكام ديني و در اموري كه نياز به شناخت دستور نوين دين در زمانهاي مختلف را داريم بايد به جانشينان پيامبر و امام معصوم در علم دين يعني علماي رباني مراجعه كنيم كه آنان نزد خداوند حجت دين هستند.

51. واجب است كه بدانيم اگر از مال و فرزندان و امكانات و موقعيت دنيا براي خدا و آخرتمان استفاده نكنيم ، آنها را مفت از دست مي دهيم و لذت و خوشي آنها تمام مي شود و به خاطر به كار نگرفتن آنها در راه خدا محاكمه خواهيم شد.

52.مستحب است كه انسان بداند ، شادي و نشاط روحي ، در كمتر مصرف كردن از متاع دنياست.

53.مستحب است بدانيم كه هرچه تزلزل روحي در ابتداي زندگي بيشتر باشد ، در ادامه زندگي ، تسلط و قدرت روحي بيشتر مي شود.

54.واجب است بدانيم كه هرچه را بيشتر تكرار و تمرين كنيم ، در ما ايجاد مي شود و اگر ضد آن را انجام دهيم ، از وجود ما بيرون خواهد رفت.

55. واجب است بدانيم كه اگر انسان با تقوا و مومن و زاهد باشد ، هرچند درس نخوانده باشد ، عالم و دانشمند خواهد شد.

56.واجب است بدانيم كه معارف دين براي كساني هم دردنيا و هم در آخرت فايده خواهد داشت كه با تقوا و مومن باشند.

57.واجب است بدانيم كه خداوند ، هيچ چيزي را در اين جهان بيهوده و بي فايده نيافريده است.

58.مطالعه كتابهاي عرفاني و اشعار عارفان مستحب است.

59.واجب است انسان بداند كه هيچ كس جز خودش نمي تواند ، زندگي اش را از نظر مادي و معنوي ، بسازد يا خراب كند.

60.     واجب است ، آنچه را كه انسان از خدا مي خواهد مطمئن باشد كه به او مي دهد و حرام است كه خيال كند خدا به او نخواهد داد ، البته بايد چيزي را كه از خدا مي خواهد دقيقا مشخص كند كه چه مقدار مي خواهد و تا چه زماني بايد به آن برسد.

61.     واجب است بدانيم كه زمين و زمان گوش به فرمان انسان آفريده شده است و آنها مامورند كه دستورات انسان را به امر خدا انجام دهند و اگر انسان از اين موقعيت استفاد نكند دچار خسران شده است.

62.     واجب است بدانيم كه هيچ انساني بر انسان ديگر برتري و شرافت ندارد ، مگر به داشتن توجه بيشتر به خدا و خدايي تر بودن و همه انسانها با هم مساوي هستند و مي توانند با استفاده از اسماء حسناي خداوند ، خود را به درگاه ربوبيت نزديك سازند و هيچ مانعي جز خود انسان كه استفاده بكند يا نكند وجود ندارد. هر كس خوبي بيشتري در خود ايجاد كند و بديهايش را كمتر كند ، او به خدا نزديكتر شده است.

63.     واجب است بدانيم كه خداوند ، اختيار غمها و شادي انسان را به خود انسان واگذار كرده است ، يعني هر احساسي كه انسان بكند ، همان وضعيت برايش پيش مي آيد ، اگر احساس غم بكند ، غمگين خواهند شد ، هرچند در اوج شادي باشد و اگر احساس شادي بكند ، شاد خواهد شد ، هرچند در غرقاب غم باشد.

64.     واجب است بدانيم كه در حالت عادي ، خداوند متعال غمها و شاديهاي زندگي هر انساني را مساوي آفريده است ، يعني غمهاي انسان در طول زندگي اش برابر است با شادي هاي او و نيز غمهاي او برابر غمهاي همه افراد ديگر و شاديهايش هم برابر شايهاي ديگران خواهد بود.

65.حرام است كه فكر كنيم درزندگي به ما ظلم شده است ، زيرا خداوند همه امكانات را براي انسان آفريده است و اگر انسان احساس ظلم مي كند ، چون خودش نخواسته است كه زندگي اش ، چه از نظر مادي و چه معنوي درست شود ، اگر فقط بخواهد كه درست شود ، درست مي شود ، نيازي نيست كه جز خواستن با اطمينان ،كار ديگري بكند ، چون قدرت كاري ندارد و وظيفه او فقط خواستن و امر كردن جدي است و كائنات هم به امر خداوند ، مامورند كه خواسته انسان را انجامدهند.

66.     واجب است كه بدانيم ، معارف دين مانند يك داروخانه است كه همه نوع دارو براي همه نوع بيماري در آن وجود دارد ، اما بايد داروهاي مخصوص هر بيماري و مقدار مشخص آن را بدانيم و مصرف كنيم تا بهبودي حاصل شود ، هر دارويي ، براي هر مريضي و به هر مقدار و در هر زماني نمي تواند موثر باشد و چه بسا كه باعث مرگ و يا بيماري لاعلاج ديگر هم بشود.

67.     حرام است ، كسي كه خود طعم و لذت دين را نچشيده است به آموزش دين بپردازد و به گفتن يك سري معلومات خشك و بي روح اكتفا كند ، به اميد اينكه اين معارف به تنهايي كاري بكند.

68.     مراجعه كردن به افرادي كه تكبر و خشونت و بدبيني و خودبرتر بيني و جلال و شكوه تصنعي و ديگر صفات غير قابل قبول براي عالمان ديني را در آنها مشاهده مي كنيم ، حرام است.

69.     واجب است براي آموختن تعاليم ديني ، به عالماني مراجعه كنيم كه با صفا و متواضع و مهربان و خاكي و مردمي و پناه دلها و به همه چيز خوشبين و بيش از پدر دلسوز و دوست داشتني و خطاپوش و بي منت و همه اين صفات را نه براي پيدا كردن جايگاه در دل مردم ، بلكه واقعا اينگونه باشد و به تمام معنا ، نشانه و آيت خدا در روي زمين باشد.

70.     واجب است بدانيم كه همه ما هميشه در حضور خدا هستيم و لحظه اي از غايب نمي شويم و او هم غايب نمي شود.

71.     واجب است بدانيم كه همه جهان اسم الله است و همه موجودات جهان ، نشانه ذات مقدس حق تعالي  و نور الله هستند.

72.     واجب است ، انسان به هرچه بنگرد ، آن را مستقل نداند و نشانه اي از خدا و موجي از درياي خدا بداند و تقواي واقعي اين است كه از ديدن موجودات به گونه اي مستقل پرهيز كنيم.

73.     مسامحه در انتخاب مرجع ديني حرام است و اندك اشتباه و ناديده گرفتن كمترين خطا در اين زمينه ، خطرات جبران ناپذيري در امور دنيا و آخرت انسان پديد مي آورد ، عالم ديني بايد به لباب دين راه يافته باشد كه بتواند ، جلودار راه دين باشد.

74.     اموري كه بر مردم عادي مكروه است ، بر عالمان ديني حرام است و چيزهايي كه براي مردم عادي ترك اولي است ، بر عالمان ديني مكروه است و چيزهايي بر مردم عادي مباح است ، بر عالمان ترك اولي است.

75.انجام يك مورد حرام و يا تكرار مكروه از طرف عالمان ديني ، آنان را از شانيت عام ديني مي اندازد و رجوع مردم به آنان حرام است.

76.     جلوه دادن ظاهر ، مانند تنظيم محاسن به گونه اي خاص كه جلب اعتماد و موقعيت كند و نيز پوشيدن لباس و ملحقات آن كه به خود تقدس ببخشد ، حرام است.

77.     واجب است ، بنا را بر اين بدانيم كه همه انسانها بايد به يك انسان كامل در حد يك معصوم برسند و به حد اقل اكتفا نكنيم و هر نوع تفكري غير از اين حرام است و سد راه انسانيت.

78.            آموختن مسايل ديني اسلام به عنوان آخرين دين مورد قبول خداوند  بر همه واجب است.

79.     واجب است انسان بداند كه اگر خودش ، نقشه خاصي را براي زندگي مادي و معنوي خود ترسيم نكند ، هيچكس آن كار را براي او نخواهد كرد و اگر چنين كرد ، هيچ كس نمي تواند از اجراي آن نقشه جلوگيري كند ، جز عدم ترسيم خودش و خدا هم هرگز قرار نيست كه براي فردي نقشه خاصي بكشد چون با دادن اختيار به انسان ، اين كار فقط به خود شخص واگذار شده است و اگر نقشه نكشد به اختياري كه خدا به او داده است ونيز به همه كائنات خداوند خيانت كرده است ، زيرا  از آنها به عنوان امكانات پيشرفت خود استفاده نكرده است.

80.      واجب است بدانيم كه همه موجودات ، چه جماد و چه نبات و چه حيوان ، داراي شعور هستند و مي بينند و مي شنوند و ... اما درجه شعورشان از انسان كمتر است و نمي توانند پاسخ بدهند ، اما در نزد خود همه چيز را ضبط و حفظ مي كنند ، بنا بر اين حرام است كه به موجودات خدا توهين كنيم و در نظر داشته باشيم كه در قيامت كارهاي ما را شهادت مي دهند.

81.     حرام است كه معارف دين و اولياي خدا را به گونه اي دست نيافتني و دور از دسترس بشر معرفي كنيم كه مردم را از هر گونه همساني با آنان مايوس كنيم و انجام عبادت و دعا را توسط معصوم براي آموزش دادن به بندگان بدانيم و خودشان را اجل از عبادت كردن و مافوق بشر بدانيم.

82.     حرام است كه خود را در معرفي دين و معارف آن كاسه داغتر از آش بدانيم و زوايد غير شرعي و غلو آميز بر احكام و اولياي دين بيفزاييم.

83.     در مباحث و معارف ديني ، بدون دليل و با دلايل كلي و مبهم حرام است كه ديگران را متهم به انحراف و عدم رعايت موازين و مباني دين كنيم ، مگر با دلايل واضح و مورد قبول.

84.            واجب است كه هر آنچه را به آن يقين نداريم ، هرچند از  مشهورات باشد ، بدون دليل نه رد كنيم و نه قبول.

85.حرام است كه دلايل اجتهادي را در مقابل دلايل شرعي قرآن و احاديث قرار دهيم.

86.            بر مومنان حرام است كه شك كنند كه آنچه را از خدا مي خواهند به آنها ندهد.

87.     واجب است كه مردم ، دنيا را فرصتي بدانند كه خداوند متعال و مهربان در اختيار آنان قرار داده است و در اينجا بايد با قدرت اختيار و گزينشي كه خدا به آنها داده است ، زندگي دنيا و آخرتشان را بسازند و خداوند خودش در اراده و اختيارشان دخالت نمي كند چون قرار است هركس خودش تصميم خود را در مورد دنيا و آخرت بگيرد و خداوند فقط همه امكانات لازم را به فرمان انسان قرار داده است و هرچه بخواهد مي تواند همه جهان را در خدمت خود بگيرد و اگر انسان از اين موقعيت و اختيار استفاده نكند و منتظر باشد كه خدا برايش تصميم بگيرد يا ديگران ، راه به جايي نمي برد ، زيرا خداوند همه وسايل را برايش آماده كرده كه خودش تصميم بگير و هرچه تصميم بگيرد هم مي شود ، چه خوب و چه بد ، اما خدا دستور خوبي و بدي را هم فرستاد و اعلام كرده است كه خوبي ها پاداش و بهشت و بدي ها عذاب و جهنم دارد ، ولي هيچكس را مجبور نمي كنم كه خوبي كند يا بدي ، با اختيار خودتان خوب يا بد باشيد ، دستتان كاملا باز است ، اما خوبي و بدي ، هر كدام آثار خودش را در دنيا و در آخرت دارند.

88.     حرام است ، كسي را كه از طرف خدا و معصوم تاييد نشده است ، در رديف آنان قبول كنيم ، مگر در قالب عقود عمومي اسلام.

89.     واجب است در جامعه فقط احكام آخرين نسخه تاييد شده اسلام در روز غدير اجرا گردد و غير از آن حرام است.

90.     در زمان غيبت ، عرف متشرعه آخرين نسخه دين بر جامعه حاكم قابل قبول است ،  اين عرف حجت است و براي فردي در مقابل اين عرف ، حق ابراز راي وجود ندارد ، هرچند حاكم جامعه.

91.       هر كس عمدا يكي از دستورات واجب خدا را انجام ندهد ، دچار فسق شده است  و بايد در معاشرت و تعامل با او تجديد نظر كنيم.

92.     هنگام بلند شدن از سر جاي خود ، مستحب است كه به ياد بياوريم كه با قدرت خدا  در حال بلند شدن هستيم. 

 

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

2.     پارتي بازي حرام است و اگر دو نفر عادل بر آن شهادت دهند ، عامل پارتي بازي صلاحيت آن مسئوليت را از دست مي دهد و بايد بر كنار گردد.

3.     بيدار ماندن بعد از اينكه 4 ساعت از اذان مغرب بگذرد و نير خوابيدن بعد از نماز صبح مكروه است.

4.     خوابيدن نيم ساعت قبل از اذان ظهر مستحب است.

5.     تحمل كردن ظلم بيش از سه بار از يك نفر حرام است.

6.     احترام گذاشتن به كسي كه احترام ما را نگه نمي دارد ، حرام است.

7.     در هر حالتي ، بي احترامي كردن به پدر و مادر و جد و جده ، حرام است.

8.  دعا كردن بدون باور كردن اجابت آن و از روي نا اميدي حرام است و بايد دعاكننده پس از دعا ، حالت كسي را داشته باشد كه آن دعا در حق او اجابت شده است و در اين حالت بماند.

9.     حرام است كه  انسان چيزي را از خدا بخواهد و گمان كند كه بر آورده نخواهد شد. 

10.            ساختن حسينيه و تكيه در محله اي كه مسجد وجود دارد حرام است.

11.            غصه خوردن براي امور دنيايي مانند فقر و امكانات زندگي و شغل ، حرام است.

12.            چشم زدن ديگران حرام است و بايد با توجيهات مثبت خوبي هاي ديگران را ببينيم.

13.            در هر شبانه روز بيش از 6 ساعت به كار و تحصيل پول پرداختن حرام است و بايد 24 ساعت خود را در 4 نوبت تقسيم كند ، 6 ساعت براي استراحت ، 6 ساعت براي معاشرت با دوستان و 6 ساعت براي راز و نياز با خدا و عبادت و 6 ساعت تحصيل پول.

14.     داشتن بيش از يك مورد از امكانات اصلي زندگي مانند ماشين و خانه و كارخانه و باغ ، حرام است ، مگر اينكه به بستگان خود ببخشد و يا محل درآمدش باشد.

15.     لباسهاي نوي كه خانمها براي عروسي تهيه مي كنند ، حد اقل بايد در سه عروسي جداگانه بپوشند و كمتر از آن حرام است و نيز مستحب است كه اين لباسها را با هم مبادله كنند.

16.     شنيدن ترانه با خوانندگي زن يا مرد ، اگر كلمات ضد اخلاقي و ضد ديني در آن نباشد براي زن و مرد اشكال ندارد.

17.             رقص زن  و مرد براي زن و مرد اگر مقدمه حرام نباشد ، اشكال ندارد.

18.            خوردن غذاهاي چرب بيش از دوبار در هفته مكروه است.

19.             داشتن برنامه غذايي مكتوب و نيز برنامه معاشرت و كار و عبادت مستحب است.

20.            مسواك زدن در هر شبانه روز حد اقل يك بار واجب و بعد از هر غدا مستحب است.

21.            داشتن بيش از سه دست لباس مكروه است.

22.            جر و بحث كردن والدين در حضور كودكان كمتر از 14 سال مكروه است.

23.            شناختن و معاشرت با همسايگان از هر طرف 7 همسايه و نيز 7 همسايه روبرو مستحب است.

24.     شركت در راهپيمايي روز قدس و اعلام انزجار از ظلم اسرائيل تا زمان نابودي اين ظلم مستحب است و بي اعتنايي به آن ارزش روز را از بين مي برد.

25.            نماز خواند بايد حالت آرامش كامل جسمي و روحي انجام شود ، هرچند اول وقت نباشد.

26.            بر هر مسلمان مكلف واجب است كه  در هر سال حد اقل دو جلدكتاب براي رشد فرهنگي  و ديني خود مطالعه كند.

27.     بر هر مسمان مكلف واجب است كه حد اقل در هر دو سال يك بار براي زيارت امام رضا(ع) به مشهد مشرف شود.

28.     بر هر مسلمان مكلف واجب است كه در انتخابات كشور و محل خود شركت كند و افراد شايسته را براي اداره كشور انتخاب كند.

29.     بر هر مسلمان مكلف واجب است كه از هر كس بخصوص مسئولان جامعه اگر خطايي ديد بدون ترس در مقابل آن قد علم كند و بپرسد تا علت آن را بفهمد.

30.            مكروه است كه انسان خود را از ديگران كمتر يا بيشتر بداند.

31.            استعمال هر نوع ماده مخدر چه دودي يا قرصي و غيره حرام است.

32.     داشتن مرجع ديني كه همه احكام دين را در زمينه عقايد و اخلاق و احكام عملي با توجه به ميزان اهميت آنها بيان كند براي هر مكلفي واجب است.

33.     واجب است كه مملكت در زمان غيبت معصوم(ع) با ولايت عمومي و نظارت حوزه علميه اداره شود ( المومنون بعضهم اولياء بعض ... كلكم راع و كلكم مسئول ... هدف دين تكامل انسانهاست  و غيبت معصوم زمينه بالندگي بشر و تجربه ايستادن روي پاي خود است ... سيره عقلا هم حاكميت مردم بر مردم است ... تجربه هم اين را تاييد مي كند)

34.     واجب است كه حوزه علميه به عنوان پايگاه دين ، بر روند مملكت داري و اجراي احكام اسلام در كشور نظارت كند و براي اين منظور ، مجلس نظارت متشكل از 75 نفر از نخبگان حوزوي كه توسط طلاب پايه 8 به بعد به صورت سراسري  و به مدت 5 سال انتخاب مي شوند ، تشكيل دهد.

35.     واجب است كانديداهاي انتخابات مجلس نظارت به سطح درس خارج رسيده باشند و حد اقل دو بار در مصاحبه درس خارج شركت كرده و قبول شده باشند و شرايط ديگري جز راي عمومي طلاب براي رد يا تاييد صلاحيت وجود ندارد.

36.     واجب است ، كساني كه در شيوه كانديداتوري و تبليغات و راي گيري ، شيوه هاي مرسوم دنيا كه همراه با حيله و نيرنگ و خلاف مروت است به كار بگيرند از طرف عموم طلاب بايكوت شوند و اگر به گونه اي آشكار و غير قابل گذشت باشد ، از طرف هيئت اجرايي بايد آن مورد ابطال شود و براي هميشه از كانديداتوري مجلس نظارت محروم گردد.

37.     واجب است كسي كه عضو مجلس نظارت است در هيچ مسئوليت اجرايي دولتي و قضايي  و تقنيني و نظامي مسئوليت نپذيرد.

38.     واجب است كه مجلس نظارت ، رئيس قوه قضائيه را و فرمانده كل قوا را و فقهاي شوراي نگهبان را و رئيس سازمان تبليغات و رئيس حوزه علميه را و رئيس ائمه جمعه و جماعات را و رئيس آموزش معارف عمومي و بازرسي كل كشور و رئيس صدا و سيما و ديگر امور عمومي را خود انتخاب كند.

39.     واجب است كه رئيس جمهور با راي مستقيم مردم به عنوان مدير اجرايي كشور و مبسوط اليد در همه چيز جز در اموري كه به قواي ديگر و مجلس نظارت مربوط مي شود عمل كند و هيچ شخصيت حقيقي و حقوقي حق دخالت در كار دولت را جز از راه قانوني اش ندارد.

40.     واجب است كه نمايندگان مجلس شوراي با راي مستقيم مردم انتخاب مي شوند و بر همه چيز حق نظارت و سوال دارند ، حتي بر مجلس نظارت.

41.     رد و تاييد صلاحيت كانديداهاي رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي با شوراي نگهبان است وحرام است كه معياري جز معيارهاي عمومي( مدرك ، سن ، تابعيت ، سلامت و براي رد يا تاييد صلاحيت آنها به كار برود.

42.     هنگام ورود افراد به يك مكان ، بلند شدن افرادي كه در آن مجلس نشسته اند به احترام فرد يا افراد وارد شونده مكروه است.

43.     كسي كه وارد مجلسي مي شود ، مكروه است كه به طرف صدر مجلس برود كه برايش جا باز كنند.

44.            مستحب است در اولين جايي كه خالي است انسان در مجلس بنشيند.

45.     براي كسي كه وارد مجلسي مي شود ، مستحب است كه در حال نشسته احترام و ارادت خود را اظهار كند.

46.            مكروه است كه تا كسي كه وارد مجلس شده سلام نكند ، جواب سخنش را بدهيم.

47.     مستحب است كسي كه وارد مجلسي شود و سخنران در حال صحبت است يا به گونه اي ديگر حواس مردم جلب شده است ، فقط با اشاره سلام كند.

48.            مستحب است در رودي مجلس از پشت جمعيت باشد تا توجه مردم به تازه واردان جلب نشود.

49.            مستحب است در مجالس رسمي ، دو زانو يا يك زانو بنشينيم و چهار زانو نشستن مكروه است.

50.     صحبت كردن با بغل دستي در مجلسي كه توجه همه مردم به موضوعي جلب شده است ، مكروه است.

51.            مستحب است هنگام سخنراني توجه و نگاه ما به سوي سخنران باشد.

52.     صحبت كردن در مجالس رسمي بيش از 30دقيقه مكروه است ، مگر اينكه سخنران عوض شود يا برنامه ديگري اجرا شود و دوباره به سخنراني ادامه دهد.

53.     اگر سخنران خستگي و عدم تمايل مردم براي سخنراني را حس كند ، حرام است كه به سخنراني خود ادامه دهد.

54.            پذيرايي از مردم در حال سخنراني مكروه است.

55.     مستحب است كه هنگام وارد شدن به مكان مقدس ومطلوب ، ابتدا كساني كه سمت راست هستند وارد شوند و هنگام خروج از آن ابتدا كساني خارج شوند كه در سمت چپ قرار دارند و در وارد شدن به مكان غير مطلوب ، بر عكس اين مورد عمل شود.

56.            در هنگام سخنراني ، بلند شدن و رفتن مكروه است.

57.     در هنگام سخنراني مكروه است كه سخنران به خاطر ورود فردي يا افرادي هرچند بزرگ ، سخنراني را قطع و ورود آنان را اعلام كند.

58.     مستحب است وقتي به ديدار افرادي مي رويم يا آنها به ديدار ما مي آيند ، با همه يكسان حال و احوال كنيم.

59.            صحبت كردن با مبايل در مجلسي كه در حال اجراي سخنراني و برنامه است ، مكروه است.

60.            انجام دادن كاري كه ديگري متوجه حضور ما شود و سلام كند ، مكروه است.

61.            سلام كردن به كسي كه سلام كردن ما ، مفسده اي در او يا در ما ايجاد كند مكروه است.

62.     مستحب است ابتدا كسي كه شان بالاتري دارد سلام كند تا طرف مقابل بداند كه در امنيت و سلامت است و گزندي به او نمي رسد.

63.            مستحب است كه در مجالس رسمي ، آراسته و معطر شركت كنيم.

64.     مكروه است كه در دعوت كردن از افراد به مهماني و مراسم ، تبعيض قائل شويم و بايد همه افراد هم سطح در هر زمينه اي را دعوت كنيم.

65.            صدر و ذيل قائل شدن براي مجلس مكروه است.

66.     در جايي كه همه حاضران ، گوينده را مي بينند  ، مكروه است كه در رتبه بالاتري براي سخنراني بنشيند.

67.            مستحب است ، كه شنوندگان در رتبه بالاتري از سخنران باشند ، مانند آمفي تئاتر.

68.            بيخ گوشي صحبت كردن در مجلس ، چه در حال سخنراني يا غير آن مكروه است.

69.     اگر كسي بيخ گوشي صحبت كرد ، واجب است كه به همه اعلام كند يا همه بفهمند كه چه گفته است.

70.     سخنران يا مجري برنامه ها ، مكروه است كه از حاضران بخواهد كه شعاري بدهند يا در تكرار شعاري او را ياري رسانند ، اما اگر خود مردم خواستند ، جايز و بلكه مستحب است كه ياري كنند.

71.     مستحب است كه دعوت شوندگان ، چند دقيقه اي قبل از موعد شروع مجلس به محل بروند و در همان ساعت مقرر در مجلس حاضر باشند.

72.            تاخير عمدي براي حضور در يك مجلس مكروه است.

73.     مستحب است كه مسئولين مجلس در ابتداي درب ورودي مجلس حضور داشته باشند و به مدعوين خوشامد بگويند.

74.     مكروه است كه در مجلس فقير به خاطر فقرش شركت نكنيم و در مجلس غني به خاطر ثروتش شركت كنيم.  

75.            اطعام مدعوين براي تشييع جنازه و كفن و دفن و نيز همه مراسم عادي اموات ، مكروه است.

76.            برگزاري بيش از يك مجلس عمومي براي مردگان مكروه است.

77.            اطعام مدعوين براي ختم قرآن اموات مستحب است.

78.     مستحب است براي ختم قرآن اموات به تعداد جزء هاي قرآن افراد دعوت شوند و در غير مسجد انجام گيرد.

79.     در پايان مجلس عمومي اموات ، مستحب است  كه جمعيت شركت كننده ، جهت قرائت فاتحه و عرض تسليت ، تا جلوي منزل متوفي ، بازماندگان را همراهي كند.

80.     نزد ديگران تعريف كردن از خود بدون دليل موجه ، مكروه و بدگويي بدون دليل از ديگران كه در مجلس حاضر نيستند ، حرام است.

81.     قمار كردن براي ايجاد تنوع و هيجان ، براي كساني كه كارشان قمار بازي نيست و مقداري كه ببازند يا ببرند در زندگي شان و نيز زندگي طرف مقابلشان اثري ندارد ، جايز است.

82.     مجالسي مصداق مجلس لهو و لعب است كه در آن مسكرات از هر نوعش سرو شود و يا موادي مصرف گردد كه افراد از حال طبيعي خارج مي شوند و كنترل خود را از دست مي دهند و چنين افراد لايعقلي بدون ترديد مرتكب جرم و جنايت مي شوند ، شركت در اينگونه مجالس ، هرچند به عنوان تماشاگر ، حرام است.

83.     مجالسي كه در آن ماده مسكر و روانگردان مصرف نشود و حريمها رعايت گردد و كسي از حال طبيعي خارج نشود ، مصداق مجلس لهو و لعب نيست و شركت در آن جايز است ، موسيقي نمي تواند انسان را از حال عادي خارج كند.

84.     انجام دادن حركات موزون و ناموزون ، بدون دليل ، موجب شكستن حرمت انسان مي شود و مكروه است.

85.            انجام حركات نامتعادل و اعتراضي و بي قراري ، در مرگ عزيزان و يا اتفاقات ديگر ، حرام است.

86.            گريه بر مرگ عزيزان به اين دليل كه چرا رفت و اعتراض به قضاي الهي حرام است.

87.            گريه كردن بر مرده به خاطر يادآوري خاطرات و خوبيهاي متوفي كه ديگر نخواهد بود جايز است.

88.            انجام حركات موزون و ناموزون و غير افراطي ، در شاديها و جشنها جايز است.

89.            بر مرد واجب است كه هزينه خورد و خوراك و پوشاك و مسكن زن دائمي اش را در حد متعارف تامين كند.

90.     زن وظيفه اي در قبال آشپزي و شست و شو و هزينه هاي كودك ندارد و بر مرد واجب است كه براي اين كارها براي زن خدمتكار بگيرد ، هرچند مستحب است كه زن اين كارها را هم انجام دهد.

91.            واجب است بر زن كه دو وظيفه مهم خود را يعني شوهرداري و تربيت فرزند را به نحو احسن انجام دهد.

92.            حرام است كه زن بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود.

93.            حرام است كه زن شوهرش را به هر نحوي تحت فشار قرار دهد تا به گفته او عمل كند.

94.            حرام است كه زن شخصيت شوهرش را بشكند و سخنان درشت به او بگويد.

95.            خشونت و ظلم مرد بر زن حرام است.

96.     حرام است كه مرد ، خواسته هاي غير متعارف زن را بر آورده سازد و نيز بر زن حرام است كه تسليم خواسته هاي نامتعارف مرد شود.

97.            به جهت حساسيت و عاطفه ظريف زن ، بر مرد واجب است كه اين منبع مهر و عاطفه الهي را پاس بدارد و با لطافت و مهرباني با آن برخورد كند.

98.            زن همانند ملكه در خانه بايد جايگاهش به عنوان مادر و مايه آرامش منزل حفظ شود.

99.     سوء ظن و بدبيني بر زن حرام است ، زن فرشته پاكي است كه گرايش او به سوي معنويت و خدا بيش و پيش از مرد است.

100.       سوء استفاده زن از اخلاق مرد ، حرام است.

101.   بر زن واجب است كه حرمت مقام زن و مادر را همواره نگهدارد و بداند كه او پايه آرامش خانه است و نبايد در كارهايش سبكي ديده شود ، زيرا سبكي زن ، حرمت او را كم مي كند و از نظر ديگران مي اندازد.

102.   مرد مي تواند چهار زن دائمي داشته باشد ، اما واجب است كه با همه آنها به عدالت رفتار كند و هر آنچه براي يك زن مي گيرد براي ديگري هم بگيرد حتي بايد سعي كند محبت قلبي هم در حد امكان مساوي باشد و اگر چنين نكند ، دادگاه بايد او را مجبور و در صورت استنكاف ، مجازات و جريمه كند.

103.       حساسيت زنان در مورد هوو داشتن مكروه است.

104.   واجب است كه زنان ، داشتن چهار همسر دائمي براي مرد خود را حق شوهر بدانند ، همچنانكه مرد تامين زندگي در حد متعارف را بايد حق زن بد اند.

105.   واجب است زنان بدانند كه ساختمان بدني مرد با ساختمان بدني زن متفاوت است و نيازمند تعدد زوجه است و به عبارت ديگر ساختمان سلولي بدن مرد همواره در حال ساخت اسپرم است و نياز به تنظيم هورمنهاي جنسي دارد تا سيستم سلولي و عصبي او سالم بماند و زن در هر ماه فقط يك مولكول جنسي مي سازد كه اگر به نطفه و جنين تبديل نشود ، به صورت عادت ماهيانه دفع مي گردد.

106.       جايز است زنان بدانند كه وجود دو يا چهار زن در زندگي مرد ، نه تنها چيزي از علاقه و محبت مرد را نسبت به زن اولي كم مي كند ، بلكه بيشتر هم مي شود ، زيرا كميت وكيفيت ارتباط و ابراز علاقه در مرد بيشتر مي شود ، همچنانكه داشتن دوستان بيشتر و فرزندان و خواهر و برادر بيشتر ، چيزي از محبت انسان به فرزند اولي و دوست اولي و خواهر و برادر اولي نمي كاهد و بلكه جايگاه مشخص تري در نزد انسان پيدا مي كند.

107.   واجب است كه دادگاه ، قدرتمندان و كساني كه داراي مسئوليت بيشتري هستند را با شدت بيشتر مورد بازرسي و استنطاق قرار دهد و در اين ميان ، مردي كه داراي چند همسر است را بايد با دقت و شدت بيشتري مورد توجه دادگاه باشد كه عذالت را در زندگي زناشويي بر قرار سازد.

108.   حرام است كه زن از حق خود در باره شوهرش بگذرد ، بويژه آنكه اين كار باعث شود كه به فرزندانش و ديگران ضرر برسد.

109.   واجب است ، مردي كه توانايي تامين زندگي زن دوم و بيشتر را ندارد ، در صورت ازدواج مجدد ، وادار به طلاق دادن زن دوم شود و ضمن پرداخت هزينه مربوطه به زن دوم ، به خاطر ضرر و آسيب رساندن به نظام خانواده اش مجازات گردد.

110.   مردي كه بي جهت و يا به خاطر يك سوء تفاهم بر زن خشونت اعمال مي كند و احيانا كتك مي زند ، در صورت تكرار ، به جرم آسيب رساندن به بنيان خانواده و آزار و اذيت ، مورد پيگرد قانوني قرار مي گيرد.

111.   حرام است كه مرد بدون دليل قابل قبول ، زنش را طلاق بدهد و بايد تمام ضرر مادي و معنوي تحميل شده بر زن و خانواده اش را بپردازد.

112.   واجب است كه اگر مردي بدون دليل قابل قبول زنش را طلاق بدهد ، نوع محروميتهاي اجتماعي نابالغان ذهني بر او اعمال شود.

113.   در صورتي كه آزار و اذيت زن از طرف مرد چند بار بدون دليل تكرار شود و تذكرات بستگان و مشاوران قضايي سودمند واقع نشود ، واجب است كه براي مدتي ، دادگاه او را به دارالتاديب بسپارد و بعد از آن حق طلاق دادن زن و ازدواج مجدد ندارد.

114.   اگر مرد در برابر خانواده خود احساس مسئوليت نكند و زن را از نظر مادي و معنوي در حد متعارف تامين نكند ، واجب است كه دادگاه او را وادار به اين كار بكند و در صورت استنكاف ، دادگاه زن را طلاق مي دهد و مهريه اش را كامل از مرد مي گيرد و به دليل آسيب رساندن به نظام خانواده مرد را به زندان يا جريمه نقدي و ... محكوم مي كند.

115.   مستحب است كه زن و مرد بدانند كه در ابتداي زندگي كه به اخلاق يكديگر هنوز خو نگرفته اند ، به وجود آمدن اختلافاتي جزئي كه مربوط به سليقه هاي آنهاست ، طبيعي است و بتدريج اخلاق يكديگر را مي فهمند و با آن كنار مي آيند و اختلافات بر طرف مي شود.

116.   واجب است ، هم زن و هم مرد بدانند ، كه قرار نيست كه افراد صد در صد مثل يكديگر باشند ، بلكه بايد اختلافات ديگران را بپذيريم و كاري با آنها نداشته باشيم و با نقاط مشترك بايد با يكديگر همكاري كنيم و به زور ديگران را مجبور نكنيم كه مثل ما فكر كنند ، زيرا اين كار شدني نيست.

117.         مرد نبايد محبت و دلسوزي و دوستي اش را از زن و زن نيز نبايد احترام و غمخواري و همدلي و اطاعتش را از مرد دريغ كند.

118.        حرام است كه زن بدون دليل با بخشيدن مهريه اش طلاق بگيرد ، در اين صورت بايد تمام ضرر و زيان مادي و معنوي كه بر شوهر و خانواده اش تحميل شده است جبران كند.

119.   اگر مردي به مدت يك سال ناپديد شود و هيچ خبري از او نشود و احتمال فوت او برود ، زن مي تواند از طريق دادگاه طلاق بگيرد و ازدواج كند ، در صورت بازگشت شوهر اول ، عقد دوم باطل مي شود و بايد بعد از عده با شوهر اول زندگي را ادامه دهد.

120.       داشتن زن با عقد موقت مستحب است و نشانگر پاي بندي به دين است و نه بي بند و باري.

121.   در عقد موقت هم بايد مدت عقد و هم مهريه و صداق آن معلوم شود. اگر مدت عقد معلوم باشد ، هرچند طولاني مدت ، عقد موقت محسوب مي شود.

122.       در ازدواج موقت ، هزينه خورد و خوراك و پوشاك و مسكن بر عهده مرد نيست.

123.   تشريع ازدواج موقت ، بيشتر براي موقعيتهاي اضطراري است كه زن ومرد ، قادر نباشند ازدواج دائم كنند و براي رفع نياز جنسي و ايجاد ارتباط سالم روحي بين زن و مرد است.

124.       ازدواج موقت با دختر باكره جايز است ، اما در صورت دخول ، به عقد دائم  و با مهر المثل تبديل مي شود.

125.    براي زني كه عقد دائم يا موقت آن با طلاق و اتمام مدت ، به پايان برسد و در اين مدت دخولي انجام نگرفته باشد ، عده اي بر او نيست.

126.   فرزندي كه در نتيجه ازدواج موقت متولد مي شود ، همانند فرزندي كه با ازدواج دائم متولد مي شود ، مي باشد و مسئوليتش بر عهده پدر و مادر است.

127.       محدوديتي براي داشتن زن با عقد موقت وجود ندارد.

128.   محدوديتي كه براي عدم تعدد شوهر در يك زمان براي زن وجود دارد ، نه به خاطر تبعيض جنسي است ، بلكه به خاطر جلوگيري از يك مشكل اجتماعي و حقوقي است ، زيرا تعدد شوهر باعث اختلاط نطفه و عدم توانايي انتساب فرزندان به شوهران است كه منجر به بي هويتي و بي پناهي افراد در آينده خواهد شد.

129.   مهم در عقدها ، توافق طرفين ازدواج است ، وقتي شرايط يكديگر را پذيرفتند ، ازدواج دائم يا موقت و هر دو آن شرايط را قبول كردند ، خواندن صيغه به فارسي يا عربي مستحب است.

130.   حفظ سلامتی برای همه واجب است  برای این منظور باید از زياد خوردن بپرهيزيد ، غذاهاي ساده و خالص بخوريد دست كم روزي شش ليوان آب بنوشيد. پیاده روی روزي 2 مرتبه و هر بار 15 دقيقه ، مي تواند مقدار زيادي از چربي هاي اضافي بدن را از بين ببرد ، پياده روي تند يعني آهسته دويدن ، بين 300 تا 400 كالري در ساعت انرژي مي سوزاند. پياده روي ماهيچه ها را تقويت مي كند ، استقامت را افزايش مي دهد و بدن شما را تحت كنترل قرار مي دهد. پياده روي هاي مكرر، از بيماري هاي قلبي جلوگيري و فشار خون را تنظيم مي كند. به وضعيت بدن خود در هنگام پياده روي توجه كنيد. صاف راه برويد ؛ شانه ها عقب و شكم تو.

131.       مستحب است که برای سالم و شاداب و با خلاقیت ماندن به توصیه های زیر عمل شود:

ـ بعد از نماز صبح نخوابید.

ـ شكم و مثانه را پس از بيداري تخليه كنيد.

ـ هر روز استحمام كنيد.

ـ پس از ساعت 8 صبح صبحانه نخوريد.

ـ قبل و بعد از غذا دستها را بشوئيد.

ـ پس از هر وعده غذا ، دندان ها را مسواك بزنيد يا از آب نمك رقيق شده براي شست و شوي دهان استفاده كنيد.

ـ 15 دقيقه پس از هر وعده غذا پياده روي كنيد.

ـ در سكوت و هشياري غذا بخوريد.

ـ آرام غذا بخوريد.

ـ هر روز لثه را با انگشت و روغن كنجد ماساژ دهيد.

ـ حتي الامكان هفته اي يك روز، روزه بگيريد ، البته با قصد قربت و نه برای تامین سلامتی.

ـ در خوردن زياده روي نكنيد.

ـ زود به رختخواب برويد.

 

 

 

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.  واجب است كه تمام مسجدي ها ، رابطه اي برادرانه با يكديگر داشته باشند و همه امتيازات بيرون از مسجد را فراموش كنند و در جهت رشد و تعالي معنوي خود و ديگران از هيچ تلاشي دريغ نكنند.

3.  واجب است كه مسجدي ها ، به صورت دسته جمعي يا انفرادي به دبدار بيمارانمحل و حاجيان و ... بروند و هديهاي هم از طرف مسجد با خود ببرند.

4.  واجب است كه مسجد همانند يك مجتمع اداري با نيروهاي مردمي و با روابط حسنه و دور از ابراز خود محوري و رياست طلبي اداره شود و افرادي كه نمي توانند خالصانه اين جنبه ها را مراعات كنند ، حرام است كه در مديريت مسجد به كار گماشته شوند.

5.  مستحب است هر مسجد بايد حد اقل يك دستگاه حمام با تجهيزات كامل داشته باشد كه در صورت نياز مردم از آن استفاده كنند.

6.       هر كدام از بخشهاي گفته شده براي مسجد بايد در دو طرف مسجد باشد ، يكي براي زنان و يكي براي مردان.

7.  جايز افرادي كه به سن كهولت مي رسند به گونه اي كه هم خودشان معذبند و هم اطرافيانشان و هيچ اميدي به بهبودي آنها نيست و امكان تبادل عاطفي هم با آنها وجود ندارد و به عبارت ديگر فقط از نظر نباتي و حيواني زنده اند به دليل ايذاء مومنين و حفظ حرمت مومن و از بين بردن عوال ايجاد تنفر نسبت به بستگان و عدم امكان تامين هدف خداوند از زندگي در مورد آن كه همانا افزايش رشد و كمال است ، به نحو مقتضي زمينه انتقال آنان به جهان آخرت فراهم شود.

8.   مستحب است كه مجتهد حتي الامكان علت احكامي را كه به مردم مي گويد ، روشن سازد تا معياري از درك حرام و حلال را به دست بياورند.

9.  واجب است كه مجتهد احكامي را كه به مردم مي گويد به ترتيب اهميت موضوع ، يعني عقايد ، اخلاق و احكام باشد و نيز به نسبت مورد ابتلاء بودن.

10.     واجب است كه مجتهد ، براي فتوا دادن خودش شخصا به ميان اجتماع رفته باشد و از نزديك با چند و چون و واقعيت بدون ظاهر سازي امور برخورد كرده باشد و آنگاه فتوا بدهد و گرنه فتوايش محل اشكل است.

11.     واجب است مجتهدي كه احكام و معارف دين را از او مي گيريم ، هم از نظر عقايد و هم اخلاق و عمل به فرامين خدا زبده و پيشتاز باشد و شهرت او در اين زمينه مخدوش نشود.

12.            گرفتن معارف دين از مجتهدي كه تمايل به قدرتهاي مادي دارد و شيفته دنياست ، حرام است.

13.            ارائه دروس اصول فقه به صورت درس خارج ، مكروه است.

14.     حمايت مردم از مجتهدان مهذب و ژرف انديش در مقابل مجتهداني كه نيم نگاهي به موقعيتها و جيفه دنيا دارند ، واجب است.

15.     مستحب است انسان بداند كه هر جايگاهي كه ديگران نزد ما دارند ، ما هم همان موقعيت و جايگاه را نزد آنان داريم و ارتباطات قلبي مساوي هستند ، هرچه محبت يك طرف زياد شود ، ديگري هم زياد خواهد و اگر در دل هيچ كينه اي نماند ، طرف مقابل هم كينه اي از ما نخواهد داشت.

16.     مكروه است كسي را كه ، هرچند به مقداري اندك ، براي شهرت و مقام و مقتدا واقع شدن ، دست و پا مي زند ، به عنوان مرجع ديني خود قرار دهيم.

17.     مكروه است ، كسي كه بي جهت از خود تحفظ مي كند و توانايي استقامت روحي را بدست نياورده است را مرجع ديني خود قرار دهيم.

18.     واجب است مرجع ديني ، متواضع و مردمي كه خود را نمي گيرد ، شجاع و نترس كه به همه قوت قلب مي دهد ، عالم و ژرف انديش كه بر همه قواعد شرعي و امور و علوم مبتلابه اجتماعي مسلط و مشرف باشد و از نظر معاشرت و تجربه عملي ، وارد در اجتماع و داراي استحكام شخصيتي باشد و قدرت مديريت و كنترل يك اجتماع بزرگ را در حد اعلا و بدون تنش داشته باشد و گرنه ، مكروه است رجوع كردن به آن.

19.     واجب است به مجتهدي براي گرفتن معارف دين خود مراجعه كنيم كه در اجتماع رفت و آمد داشته باشد و دور از اجتماع نباشد ، زيرا مجتهد براي مردم كوچه و بازار بايد دستورات دين را صادر كند و نه به گونه اي خيالي.

20.     واجب است بدانيم كه معيار واقعي براي مجتهد اين است كه تقوا و دينداري و مديريت و تدبير و مردمداري اش را در صحنه عمل ثابت كرده باشد و نه به صورت شهرت و شايعه.

21.     حرام است كه مردم ، چشم و گوش بسته ، هر آنچه مجتهد بگويد بپذيرند ، مگر اينكه به او اعتماد كامل داشته باشند و گفته هاي او مخالفت صريح با احكام ديگر شرع نداشته باشد.

22.     واجب است مردم بدانند كه به آن جهت بايد در همه امور به مجتهد مراجعه كرد كه او احكام واقعي زندگي را با توجه به منابع شناخت حقيقت ، يعني قرآن و سنت و عقل مي داند و شيوه دريافت حكم خدا را مي شناسد و از آن طريق به حكم خدا پي مي برد و اگر هم خطا كند ، هم ما و هم او معذوريم ، بنا بر اين افراد ديگر كه با منابع دين آشنايي ندارند ، نمي توانند احكام دين را براي ما بيان كنند و اگر هم بيان كنند و به آن عمل كنيم ، چون مجتهد نيستند ، اعمال باطل و مواخذه مي شويم. دانشمندان ديگر هم نمي توانند براي ما حتي براي علومي كه در آن تخصص دارند ، حجت شرعي باشند ، زيرا به مباني شرع آگاه نيستند و خداوند متعال ، تنها مجتهدان دين را حجت عمل قرار داده است.

23.     واجب است ، مردم بدانند كه ولايت و مديريت جامعه بايد به دست مجتهدين و حوزه علميه باشد ، زيرا آنها با مباني احكام دنيوي و اخروي مردم آگاه هستند و با توجه به منابع شناخت احكام ، حرام و حلال واقعي زندگي را مي شناسند و دانشمندان ديگر به منابع شناخت واقعي دسترسي ندارند ، لذا علم آنان براي مردم حجت نيست ونزد خدا معذور نيستند.

24.     سوء استفاده كردن مجتهدان و حوزويان از جايگاه خود به عنوان متولي جامعه و دين ، حرام موكد و خيانت به دين است و چنين فردي رابايد در اولين فرصت از جايگاهش خلع شود.

25.     تكسب به دين حرام است و تمام امور ديني را مجتهدان بايد رايگان براي مردم انجام دهند و همانند پدري دلسوز و مهربان ، به درد بينوايان رسيدگي كنند.

26.       بر مردم واجب است ، مجتهدي كه از زي دين و ديانت و تواضع و آزادگي و مردمي بودن خارج شود ، رها كنند و به مجتهدي كاملتر رجوع كنند.

27.      بر همه مردم واجب است كه اول عقايد شان و بعد اخلاقشان را و بعد احكام عملي شان را مطابق اسلام ناب يعني مكتب اهل بيت(ع) كه هيچ خطايي در آن نيست ، تطبيق دهند.

28.     حرام است كه براي انسان چيزي مهمتر از دين و تعاليم آن ، در زندگي وجود داشته باشد ، بايد اولويت اول به خدا و دين خدا داده شود.

29.            حرام است كه شب و روز بگذرد و دغدغه اصلي انسان دين و معنويت نباشد.

30.     واجب است كه احترام و شان انسانها را بر اساس ديندار بودن و توجه به خدا ، رعايت كنيم و نزد ما بر همين اساس ارزشمند و داراي جايگاه باشند.

31.            ارزشگذاري براي مردم بر اساس ثروت و موقعيت اجتماعي آنان حرام است.

32.            پرخاشگري و تندي در هر موردي حرام است.

33.            بي تفاوتي و عدم احساس مسئوليت ، بويژه در امور ديني حرام است.

34.            هر نوع عادتي كه جنبه مثبت نداشته باشد و از ارج انسان مي كاهد حرام است.

35.            انجام كاري كه رنج و ضرر آن بيش از سود آن است ، حرام است.

36.     واجب است بدانيم كه هر كاري را خدا و معصوم حرام يا حلال كرده است ، حكمتي دارد و عقل ما بايد في الجمله آن نفع و ضرر را بفهمد ، اگر چنين درك و فهمي از عقل سليم انسانها از آن مورد حكم منتسب به خدا و معصوم استشمام نشود ، عدم توجه به آن جايز است.

37.              مداهنه و سازشكاري در مورد امور دين ، چه با خود يا ديگران ، حرام و در امور دنيايي مستحب است.

38.     واجب است كه زبان بين المللي ، زبا عربي باشد ، زيرا كاملترين زبان است از نظر استعداد معنا و دقت در نشان دادن افراد و از نظر املاء و از نظر شنيداري.

39.     حرام است كه حكومتها و شخصيتهايي كه پيرو آخرين و كاملترين دين خدا نباشند ، سردمدار جهان يا منطقه اي از جهان قرار بگيرند.

40.     واجب است بدانيم كه داشتن امكانات و پيشرفت اقتصادي و تكنولوژي و دنيايي ، هيچ دليل بر حق بودن نيست ، زيرا خداوند جهان را براي همه انسانها آفريده است و فرقي بين حق و باطل در بهره وري از امكانات قرار نداده است و رحمانيت خدا يك قانون عام است كه هركه بهره گيرد ، مانعي برايش نيست ، اما در آخرت رحمانيت نيست و رحيميت شامل كساني مي شود كه مطابق آخرين دستور خدا عمل كرده اند ، خداوند رحمان دنيا و رحيم آخرت است.

41.            رفت و آمد و معاشرت با كساني كه به دنيا بيش از دين اهميت مي دهند مكروه است.

42.     معاشرت و دوستي با كساني كه ناراحتند و با قضاي الهي مشكل دارند و جهان را با ديد منفي مي نگرند حرام است.

43.            نگراني و ناراحتي از وضع دنيا ، بر مومنان حرام است.

44.     حرام است كه مردم را بي جهت از گمراهي و انحراف و گناه بترسانيم و ياس و حرمان را بر روحيات آنها حاكم كنيم  ، مگر اينكه به گونه اي روشن و يقيني ، مخالفتي با احكام خدا يا سنت پيامبر و ائمه (ع) داشته باشد.

45.     مكروه است كه به خاطر چيزي كه احتمال دارد در مسير خطا و انحراف قرار بگيرد ، تا زماني كه خطايي پيدا نشده است ، مردم را بترسانيم و فضاي دلهره پديد بياوريم. مگر در امور بسيار مهم كه احتياط بهتر است.

46.     بر مجتهدين واجب است كه فضاي بسته درك مفاهيم ديني را باز كنند و آموزه هاي فرهنگ اسلام ناب را در مقابل فرهنگ بسته متحجرانه در بين متشرعه رواج دهند.

47.     بر مجتهديم واجب است كه مردم را از انحراف و كج فهميدن دين باز بدارند و عقايد صحيح و اخلاق پسنديده و احكام ديني مورد نظر شارع و منطبق با اسلام سهله سمحه براي مردم بيان كنند.

48.            حرام است كه به خاطر برخي تنگ نظري هاي متوهم و احتمال گمراهي ، مردم را از اصل دين گريزان كنيم و با سخت گيري بي مورد ، دين اسلام را دين خشونت و غير قابل استفاده براي يك زندگي راحت و در عين حال مومنانه نشان دهيم.

احكام شخصي

49.     براي كساني كه چربي بيشتري مي خورند ، خوردن ترشي براي هضم كردن چربي مستحب است ، زيرا چربي ، خون را غليظ مي كند و خون غليظ با فشار از رگها عبور مي كند و به استطلاح انسان دچار فشان خون مي شود و سر درد مي گيرد و به رگهاي نازك مغز آسيب مي رساند ، پاره شدن يكي از رگهاي نازك مغز ، سكته را به همراه دارد.

50.     خوردن غذايي كه بيش از حد شور باشد مكروه است ، زيرا نمك هم خون را غليظ مي كند و به رگها آسيب مي رساند.

51.     درآشاميدن آب اسرافي وجود ندارد ، زيرا غلظت خون را كم مي كند و نيز سموم بدن را از طريق ادرار و عرق به بيرون هدايت مي كند ، بنا بر اين مستحب است كه آب بيشتري بياشاميم.

52.     مستحب است كه هر از چند روزي ورزش كنيم تا در اثر تند شدن ضربان قلب ، گردش خون در بدن سريعتر و بيشتر شود و همه رسوبات و چربيهاي اضافه و مانده در داخل رگها را با خود ببرد و رگهاي بدن پاكسازي شوند و از بسته شدن رگها و فشار خون و سكته جلوگيري شود.

53.     مستحب است بدانيم كه اعضاي بدن انسان از بالا تا پايين بر اساس اهميت و ارزش در زندگي مادي و معنوي اسان چيده شه اند و بر همان اساس بايد از آنها بهره برداري كنيم ، مثلا مغز و فكر و عقيده به مغز انسان مربوط مي شود كه بالاترين قسمت بدن است و اين قسمت را فقط بايد در مقابل خدا بر خاك ساييد بعد از آن چشم و گوش هستند كه ارزش استفاده از آنها يكسان است و در يك راستا قرار دارند و نيز جنس اعضاي بدن هم از بالا تا پايين كيفيتش كمتر مي شود.

54.     مستحب است بدانيم كه هرچه غذا چربتر و شيرينتر باشد ، انرژي آن بيشتر است ، بنا بر اين بايد مقدار كمتري از آن غذا بخوريم ، انرژي اضافه در بدن به چربي و مواد قندي زايد در بده ذخيره مي شود و اگر در اثر گرسنگي مصرف نشود ، مزاحم كار بدن مي شود و سلامتي را به خطر مي اندازد.

55.     مستحب است حتي الامكان يك روز در ميان به حمام برويم تا منافذ بدن باز شود و تبادل هوا بين بدن و محيط به آساني امكان پذير شود و باعث شادابي و نشاط جسم و در نتيجه روح انسان شود.

56.     مستحب است ، انسان مشغول هر كاري كه بشود ، فقط به همان كار فكر كند و ذهنش جايي ديگر مشغول نباشد.

57.     مستحب است درزمستان كه نياز به گرما و انرژي بيشتري داريم ، غذاي چربتر و در تابستان غذاي كم چربتري مصرف كنيم.

58.            مستحب است هرچه بيشتر در مصرف انرژي چه غذايي و چه غير آن صرفه جويي كنيم.

59.            تماشا كردن و نشان دادن نمايشهايي كه جز سرگرمي پيام و فايده ديگري ندارند ، مكروه است.

60.     مستحب است همواره در خط وسط جاده رانندگي كنيم و فقط براي سبقت از خط سمت چپ استفاده كنيم.

61.            توقف در جايي غير از پاركينك در جاده هاي شلوغ حرام است.

62.     مستحب است بدانيم كه هميشه نقطه عطفهاي مثبت ، در وقتي اتفاق مي افتد كه سختي روزگار به اوج خود رسيده است ، مهم اين است كه هرگز در شرايط دشوار نا اميد نشويم.

63.     مستحب است بدانيم كه امكانات و شرايط روزگار ، چه مادي و چه معنوي ، شادي و نشاط و آرامش را پديد نمي آورند ، بلكه نگاه انسان به هر پديده اي ، مي تواند اين نتايج را براي ما درست كند ، هرچند در نقطه صفر امكانات باشيم.

64.     مستحب است بدانيم كه خوراك روح ما ، افكار ماست ، اگر افكار مثبت داشته باشيم ، روح ما رشد مي كند و به صورتي مطلوب تغذيه مي شود و اگر افكار منفي به خوردش بدهيم ، دچار بيماري خواهد شد.

65.     نيكو ست كه رنگها را طوري در كنار يكديگر قرار دهيم كه چشم نواز جلوه كند  ، يعني ، قرمز در كنار سبز ، بنفش در كنار زرد و نارنجي در كنار آبي.

66.                      شادي براي امور دنيايي مكروه است .

67.       در هر مجلسي مستحب است كه احترامات بر اساس ايمان و علم و بعد سن افراد باشد ، احترامات بر اساس ثروت و مقام ظاهري مكروه است.

68.              انكار كردن و رد نمودن چيزي بدون دليل حرام است.

69.      مستحب است آنچه را كه از امور دنيايي و غير دنيايي مي خواهيم كه به دست بياوريم  ، مقدار و تاريخ بدست آوردنش را تعيين كنيم و بگونه اي از بدست آوردنش مطمئن باشيم كه گويا هم اكنون آن را بدست آورده ايم و در غير اين صورت نبايد نسبت به آن اميدوار بود.

70.      واجب است كه مديريت خانه بر عهده پدر خانوده باشد و اگر دليلي بر مخالفت با تصميمات او نباشد ، حرام است كه با او مخالفت شود. مستحب است كه مادر خانواده موقعيت مديريتي پدر خانواده را براي بچه ها حفظ كند.

71.       سپردن مديريت خانواده به مادر در فرض حضور پدر مكروه است ، مگر اينكه پدر موقتا چنين چيزي را بخواهد.

72.      دادن خمس بر هر خانواده اي واجب است و اگر پرداخت نشود ، تمام هزينه هاي زندگي مخلوط به حرام مي شود و در تربيت فرزندان و بركت و سلامت زندگي اثر منفي دارد.

73.             خوردن غذاي افرادي كه يقين داريم ، خمس نمي پردازند ، مكروه است.

74.             معامله با افرادي كه يقين داريم خمس نمي پردازند ، مكروه است.

75.      واجب است كه زكات هر نوع محصول توليدي پس از كسر كردن هزينه ها در پايان هر دوره توليدي به عنوان مال الله به مرجع تقليد پرداخت شود.

76.      در سود هر محصول توليدي ، بيست درصد آن مال الله است كه واجب است در كارهاي مخصوصي كه به نفع جامعه اسلامي است ، توسط مجتهد عادل هزينه شود.

77.     واجب است  هر انساني كه به سن تكليف برسد ، تمام دستورات آخرين دين خدا را كه توسط آخرين پيامبرش با آخرين نسخه دين( مكتب اهل بيت ع ) با هر رتبه اي كه دارد ، انجام دهد.

78.      بر همه واجب است ، با كساني كه واجبات دين را انجام نمي دهند ، مراوده و معاشرت و رفت و آمد نداشته باشند و ارتباط خانوادگي با آنها بر قرار نكنند.

79.        بر والدين واجب است كه فرزندان خود را  با هر وسيله ممكن به نماز و ديگر واجبات وادار كنند و هر نوع كوتاهي در اين مورد گناهش بر آنان نوشته مي شود.

80.             تعيين مهريه خارج از حد عرف معمول مردم  مكروه است.

81.             انجام مستحبات در حالت بي حوصلگي مكروه است.

82.     مستحب است كه انسان خاطرات روزانه اش را بنويسد و نيز مطالب مهمي كه مي شنود يا مي خواند و در دفتري ثبت كند و گاهگاهي به آن مراجعه كند.

83.      مستحب است كه انسان از فكر خودش مطالبي روي كاغذ بنويسد ، اعم از شعر يا نثر كه كسي تا كنون چنين مطلبي را نگفته باشد.

84.     مقدمات حرام در صورتي گناه محسوب مي شوند كه منجر به انجام حرام قطعي و ذي المقدمه شوند و گرنه گناه نيستند.

85.             مقدمات واجب ، واجب است و اگرچه به انجام واجب منجر نشوند ، ثواب بر آنها مترتب است.

86.            مسواك كردن يك بار در روز واجب و بعد از هر غذا مستحب است.

87.             مستحب است مسواك كردن بيش از 5 دقيقه طول بكشد.

88.             استفاده كردن از دندان براي شكستن اشياء سخت حرام است.

89.            رانندگي كردن بيش از ده ساعت در شبانه روز ، حرام است.

90.      مايوس شدن در زندگي به هر بهانه اي  ، هرچند براي يك لحظه حرام است و ادامه ياس ، اصرار بر گناه كبيره است.

91.              نماز كسي كه خمس مالش را نپردازد قبول نيست.

92.      واجب است كه انسان  از درآمد ماهيانه بعد از كسر كردن هزينه هاي متعارف ، خمس مابقي درآمدش را بپردازد.

93.      واجب است انسان بداند كه اگر خمس مالش را نپردازد ، به همان مقدار از اموالش در حوادث روزگار تلف خواهد شد بدون اينكه اموالش پاك شده باشد.

94.      هنگام رفتن به مسجد بايد لباسهاي ساده و بدون زينت را بپوشيم و زينت كردن مكروه است ، همچنانكه مستحب است خود را معطر كنيم و تميز باشيم.

95.     مستحب است انسان بداند كه هر چه درد و رنج  در دنيا بيشتر باشد و انسان جزع و فزع و بي تابي نكند و با توكل بر خدا و دانستن اين كه بلا مقدمه خير است ، صبر كند ، بر شخصيت و قدرت و اجر او افزوده مي شود.

96.      مستحب است كه با هر بدي و مشكلي كه انسان برخورد كند ، بر جنبه مثبت و خيري كه در آن وجود دارد بنگرد و توجه خود را روي بديها متمركز نكند.

97.            مستحب است هنگام راه رفتن با قامت كشيده و استوار و مصمم قدم برداشته شود.

98.      در هواي سرد پاييز و زمستان بدون كلاهي كه پيشاني و شقيقه ها را بپوشاند رفتن  به هواي آزاد جايز نيست.

99.            شنيدن آهنگي كه انسان را  به خمودگي و سكون و افسردگي فرا مي خواند ، جايز نيست.

100.        شنيدن آهنگي كه انسان را به پويايي و تحرك و نشاط فرا مي خواند نيكوست.

101.   واجب است انسان بداند كه اگر مالش را با دادن حقوق شرعي آن پاك نكند ، اين مبلغ از مالش به هرحال به صورت هزينه پزشكي ، اسراف ، ضرر مالي و ... جدا مي شود ، در صورتي كه اگر حقوق شرعي اش را مي پرداخت اين هزينه ها نبود و اموالش هم پاك مي گرديد.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.  واجب است كه تمام مسجدي ها ، رابطه اي برادرانه با يكديگر داشته باشند و همه امتيازات بيرون از مسجد را فراموش كنند و در جهت رشد و تعالي معنوي خود و ديگران از هيچ تلاشي دريغ نكنند.

3.  واجب است كه مسجدي ها ، به صورت دسته جمعي يا انفرادي به دبدار بيمارانمحل و حاجيان و ... بروند و هديهاي هم از طرف مسجد با خود ببرند.

4.  واجب است كه مسجد همانند يك مجتمع اداري با نيروهاي مردمي و با روابط حسنه و دور از ابراز خود محوري و رياست طلبي اداره شود و افرادي كه نمي توانند خالصانه اين جنبه ها را مراعات كنند ، حرام است كه در مديريت مسجد به كار گماشته شوند.

5.  مستحب است هر مسجد بايد حد اقل يك دستگاه حمام با تجهيزات كامل داشته باشد كه در صورت نياز مردم از آن استفاده كنند.

6.       هر كدام از بخشهاي گفته شده براي مسجد بايد در دو طرف مسجد باشد ، يكي براي زنان و يكي براي مردان.

7.  جايز افرادي كه به سن كهولت مي رسند به گونه اي كه هم خودشان معذبند و هم اطرافيانشان و هيچ اميدي به بهبودي آنها نيست و امكان تبادل عاطفي هم با آنها وجود ندارد و به عبارت ديگر فقط از نظر نباتي و حيواني زنده اند به دليل ايذاء مومنين و حفظ حرمت مومن و از بين بردن عوال ايجاد تنفر نسبت به بستگان و عدم امكان تامين هدف خداوند از زندگي در مورد آن كه همانا افزايش رشد و كمال است ، به نحو مقتضي زمينه انتقال آنان به جهان آخرت فراهم شود.

8.   مستحب است كه مجتهد حتي الامكان علت احكامي را كه به مردم مي گويد ، روشن سازد تا معياري از درك حرام و حلال را به دست بياورند.

9.  واجب است كه مجتهد احكامي را كه به مردم مي گويد به ترتيب اهميت موضوع ، يعني عقايد ، اخلاق و احكام باشد و نيز به نسبت مورد ابتلاء بودن.

10.     واجب است كه مجتهد ، براي فتوا دادن خودش شخصا به ميان اجتماع رفته باشد و از نزديك با چند و چون و واقعيت بدون ظاهر سازي امور برخورد كرده باشد و آنگاه فتوا بدهد و گرنه فتوايش محل اشكل است.

11.     واجب است مجتهدي كه احكام و معارف دين را از او مي گيريم ، هم از نظر عقايد و هم اخلاق و عمل به فرامين خدا زبده و پيشتاز باشد و شهرت او در اين زمينه مخدوش نشود.

12.            گرفتن معارف دين از مجتهدي كه تمايل به قدرتهاي مادي دارد و شيفته دنياست ، حرام است.

13.            ارائه دروس اصول فقه به صورت درس خارج ، مكروه است.

14.     حمايت مردم از مجتهدان مهذب و ژرف انديش در مقابل مجتهداني كه نيم نگاهي به موقعيتها و جيفه دنيا دارند ، واجب است.

15.     مستحب است انسان بداند كه هر جايگاهي كه ديگران نزد ما دارند ، ما هم همان موقعيت و جايگاه را نزد آنان داريم و ارتباطات قلبي مساوي هستند ، هرچه محبت يك طرف زياد شود ، ديگري هم زياد خواهد و اگر در دل هيچ كينه اي نماند ، طرف مقابل هم كينه اي از ما نخواهد داشت.

16.     مكروه است كسي را كه ، هرچند به مقداري اندك ، براي شهرت و مقام و مقتدا واقع شدن ، دست و پا مي زند ، به عنوان مرجع ديني خود قرار دهيم.

17.     مكروه است ، كسي كه بي جهت از خود تحفظ مي كند و توانايي استقامت روحي را بدست نياورده است را مرجع ديني خود قرار دهيم.

18.     واجب است مرجع ديني ، متواضع و مردمي كه خود را نمي گيرد ، شجاع و نترس كه به همه قوت قلب مي دهد ، عالم و ژرف انديش كه بر همه قواعد شرعي و امور و علوم مبتلابه اجتماعي مسلط و مشرف باشد و از نظر معاشرت و تجربه عملي ، وارد در اجتماع و داراي استحكام شخصيتي باشد و قدرت مديريت و كنترل يك اجتماع بزرگ را در حد اعلا و بدون تنش داشته باشد و گرنه ، مكروه است رجوع كردن به آن.

19.     واجب است به مجتهدي براي گرفتن معارف دين خود مراجعه كنيم كه در اجتماع رفت و آمد داشته باشد و دور از اجتماع نباشد ، زيرا مجتهد براي مردم كوچه و بازار بايد دستورات دين را صادر كند و نه به گونه اي خيالي.

20.     واجب است بدانيم كه معيار واقعي براي مجتهد اين است كه تقوا و دينداري و مديريت و تدبير و مردمداري اش را در صحنه عمل ثابت كرده باشد و نه به صورت شهرت و شايعه.

21.     حرام است كه مردم ، چشم و گوش بسته ، هر آنچه مجتهد بگويد بپذيرند ، مگر اينكه به او اعتماد كامل داشته باشند و گفته هاي او مخالفت صريح با احكام ديگر شرع نداشته باشد.

22.     واجب است مردم بدانند كه به آن جهت بايد در همه امور به مجتهد مراجعه كرد كه او احكام واقعي زندگي را با توجه به منابع شناخت حقيقت ، يعني قرآن و سنت و عقل مي داند و شيوه دريافت حكم خدا را مي شناسد و از آن طريق به حكم خدا پي مي برد و اگر هم خطا كند ، هم ما و هم او معذوريم ، بنا بر اين افراد ديگر كه با منابع دين آشنايي ندارند ، نمي توانند احكام دين را براي ما بيان كنند و اگر هم بيان كنند و به آن عمل كنيم ، چون مجتهد نيستند ، اعمال باطل و مواخذه مي شويم. دانشمندان ديگر هم نمي توانند براي ما حتي براي علومي كه در آن تخصص دارند ، حجت شرعي باشند ، زيرا به مباني شرع آگاه نيستند و خداوند متعال ، تنها مجتهدان دين را حجت عمل قرار داده است.

23.     واجب است ، مردم بدانند كه ولايت و مديريت جامعه بايد به دست مجتهدين و حوزه علميه باشد ، زيرا آنها با مباني احكام دنيوي و اخروي مردم آگاه هستند و با توجه به منابع شناخت احكام ، حرام و حلال واقعي زندگي را مي شناسند و دانشمندان ديگر به منابع شناخت واقعي دسترسي ندارند ، لذا علم آنان براي مردم حجت نيست ونزد خدا معذور نيستند.

24.     سوء استفاده كردن مجتهدان و حوزويان از جايگاه خود به عنوان متولي جامعه و دين ، حرام موكد و خيانت به دين است و چنين فردي رابايد در اولين فرصت از جايگاهش خلع شود.

25.     تكسب به دين حرام است و تمام امور ديني را مجتهدان بايد رايگان براي مردم انجام دهند و همانند پدري دلسوز و مهربان ، به درد بينوايان رسيدگي كنند.

26.       بر مردم واجب است ، مجتهدي كه از زي دين و ديانت و تواضع و آزادگي و مردمي بودن خارج شود ، رها كنند و به مجتهدي كاملتر رجوع كنند.

27.      بر همه مردم واجب است كه اول عقايد شان و بعد اخلاقشان را و بعد احكام عملي شان را مطابق اسلام ناب يعني مكتب اهل بيت(ع) كه هيچ خطايي در آن نيست ، تطبيق دهند.

28.     حرام است كه براي انسان چيزي مهمتر از دين و تعاليم آن ، در زندگي وجود داشته باشد ، بايد اولويت اول به خدا و دين خدا داده شود.

29.            حرام است كه شب و روز بگذرد و دغدغه اصلي انسان دين و معنويت نباشد.

30.     واجب است كه احترام و شان انسانها را بر اساس ديندار بودن و توجه به خدا ، رعايت كنيم و نزد ما بر همين اساس ارزشمند و داراي جايگاه باشند.

31.            ارزشگذاري براي مردم بر اساس ثروت و موقعيت اجتماعي آنان حرام است.

32.            پرخاشگري و تندي در هر موردي حرام است.

33.            بي تفاوتي و عدم احساس مسئوليت ، بويژه در امور ديني حرام است.

34.            هر نوع عادتي كه جنبه مثبت نداشته باشد و از ارج انسان مي كاهد حرام است.

35.            انجام كاري كه رنج و ضرر آن بيش از سود آن است ، حرام است.

36.     واجب است بدانيم كه هر كاري را خدا و معصوم حرام يا حلال كرده است ، حكمتي دارد و عقل ما بايد في الجمله آن نفع و ضرر را بفهمد ، اگر چنين درك و فهمي از عقل سليم انسانها از آن مورد حكم منتسب به خدا و معصوم استشمام نشود ، عدم توجه به آن جايز است.

37.              مداهنه و سازشكاري در مورد امور دين ، چه با خود يا ديگران ، حرام و در امور دنيايي مستحب است.

38.     واجب است كه زبان بين المللي ، زبا عربي باشد ، زيرا كاملترين زبان است از نظر استعداد معنا و دقت در نشان دادن افراد و از نظر املاء و از نظر شنيداري.

39.     حرام است كه حكومتها و شخصيتهايي كه پيرو آخرين و كاملترين دين خدا نباشند ، سردمدار جهان يا منطقه اي از جهان قرار بگيرند.

40.     واجب است بدانيم كه داشتن امكانات و پيشرفت اقتصادي و تكنولوژي و دنيايي ، هيچ دليل بر حق بودن نيست ، زيرا خداوند جهان را براي همه انسانها آفريده است و فرقي بين حق و باطل در بهره وري از امكانات قرار نداده است و رحمانيت خدا يك قانون عام است كه هركه بهره گيرد ، مانعي برايش نيست ، اما در آخرت رحمانيت نيست و رحيميت شامل كساني مي شود كه مطابق آخرين دستور خدا عمل كرده اند ، خداوند رحمان دنيا و رحيم آخرت است.

41.            رفت و آمد و معاشرت با كساني كه به دنيا بيش از دين اهميت مي دهند مكروه است.

42.     معاشرت و دوستي با كساني كه ناراحتند و با قضاي الهي مشكل دارند و جهان را با ديد منفي مي نگرند حرام است.

43.            نگراني و ناراحتي از وضع دنيا ، بر مومنان حرام است.

44.     حرام است كه مردم را بي جهت از گمراهي و انحراف و گناه بترسانيم و ياس و حرمان را بر روحيات آنها حاكم كنيم  ، مگر اينكه به گونه اي روشن و يقيني ، مخالفتي با احكام خدا يا سنت پيامبر و ائمه (ع) داشته باشد.

45.     مكروه است كه به خاطر چيزي كه احتمال دارد در مسير خطا و انحراف قرار بگيرد ، تا زماني كه خطايي پيدا نشده است ، مردم را بترسانيم و فضاي دلهره پديد بياوريم. مگر در امور بسيار مهم كه احتياط بهتر است.

46.     بر مجتهدين واجب است كه فضاي بسته درك مفاهيم ديني را باز كنند و آموزه هاي فرهنگ اسلام ناب را در مقابل فرهنگ بسته متحجرانه در بين متشرعه رواج دهند.

47.     بر مجتهديم واجب است كه مردم را از انحراف و كج فهميدن دين باز بدارند و عقايد صحيح و اخلاق پسنديده و احكام ديني مورد نظر شارع و منطبق با اسلام سهله سمحه براي مردم بيان كنند.

48.            حرام است كه به خاطر برخي تنگ نظري هاي متوهم و احتمال گمراهي ، مردم را از اصل دين گريزان كنيم و با سخت گيري بي مورد ، دين اسلام را دين خشونت و غير قابل استفاده براي يك زندگي راحت و در عين حال مومنانه نشان دهيم.

احكام شخصي

49.     براي كساني كه چربي بيشتري مي خورند ، خوردن ترشي براي هضم كردن چربي مستحب است ، زيرا چربي ، خون را غليظ مي كند و خون غليظ با فشار از رگها عبور مي كند و به استطلاح انسان دچار فشان خون مي شود و سر درد مي گيرد و به رگهاي نازك مغز آسيب مي رساند ، پاره شدن يكي از رگهاي نازك مغز ، سكته را به همراه دارد.

50.     خوردن غذايي كه بيش از حد شور باشد مكروه است ، زيرا نمك هم خون را غليظ مي كند و به رگها آسيب مي رساند.

51.     درآشاميدن آب اسرافي وجود ندارد ، زيرا غلظت خون را كم مي كند و نيز سموم بدن را از طريق ادرار و عرق به بيرون هدايت مي كند ، بنا بر اين مستحب است كه آب بيشتري بياشاميم.

52.     مستحب است كه هر از چند روزي ورزش كنيم تا در اثر تند شدن ضربان قلب ، گردش خون در بدن سريعتر و بيشتر شود و همه رسوبات و چربيهاي اضافه و مانده در داخل رگها را با خود ببرد و رگهاي بدن پاكسازي شوند و از بسته شدن رگها و فشار خون و سكته جلوگيري شود.

53.     مستحب است بدانيم كه اعضاي بدن انسان از بالا تا پايين بر اساس اهميت و ارزش در زندگي مادي و معنوي اسان چيده شه اند و بر همان اساس بايد از آنها بهره برداري كنيم ، مثلا مغز و فكر و عقيده به مغز انسان مربوط مي شود كه بالاترين قسمت بدن است و اين قسمت را فقط بايد در مقابل خدا بر خاك ساييد بعد از آن چشم و گوش هستند كه ارزش استفاده از آنها يكسان است و در يك راستا قرار دارند و نيز جنس اعضاي بدن هم از بالا تا پايين كيفيتش كمتر مي شود.

54.     مستحب است بدانيم كه هرچه غذا چربتر و شيرينتر باشد ، انرژي آن بيشتر است ، بنا بر اين بايد مقدار كمتري از آن غذا بخوريم ، انرژي اضافه در بدن به چربي و مواد قندي زايد در بده ذخيره مي شود و اگر در اثر گرسنگي مصرف نشود ، مزاحم كار بدن مي شود و سلامتي را به خطر مي اندازد.

55.     مستحب است حتي الامكان يك روز در ميان به حمام برويم تا منافذ بدن باز شود و تبادل هوا بين بدن و محيط به آساني امكان پذير شود و باعث شادابي و نشاط جسم و در نتيجه روح انسان شود.

56.     مستحب است ، انسان مشغول هر كاري كه بشود ، فقط به همان كار فكر كند و ذهنش جايي ديگر مشغول نباشد.

57.     مستحب است درزمستان كه نياز به گرما و انرژي بيشتري داريم ، غذاي چربتر و در تابستان غذاي كم چربتري مصرف كنيم.

58.            مستحب است هرچه بيشتر در مصرف انرژي چه غذايي و چه غير آن صرفه جويي كنيم.

59.            تماشا كردن و نشان دادن نمايشهايي كه جز سرگرمي پيام و فايده ديگري ندارند ، مكروه است.

60.     مستحب است همواره در خط وسط جاده رانندگي كنيم و فقط براي سبقت از خط سمت چپ استفاده كنيم.

61.            توقف در جايي غير از پاركينك در جاده هاي شلوغ حرام است.

62.     مستحب است بدانيم كه هميشه نقطه عطفهاي مثبت ، در وقتي اتفاق مي افتد كه سختي روزگار به اوج خود رسيده است ، مهم اين است كه هرگز در شرايط دشوار نا اميد نشويم.

63.     مستحب است بدانيم كه امكانات و شرايط روزگار ، چه مادي و چه معنوي ، شادي و نشاط و آرامش را پديد نمي آورند ، بلكه نگاه انسان به هر پديده اي ، مي تواند اين نتايج را براي ما درست كند ، هرچند در نقطه صفر امكانات باشيم.

64.     مستحب است بدانيم كه خوراك روح ما ، افكار ماست ، اگر افكار مثبت داشته باشيم ، روح ما رشد مي كند و به صورتي مطلوب تغذيه مي شود و اگر افكار منفي به خوردش بدهيم ، دچار بيماري خواهد شد.

65.     نيكو ست كه رنگها را طوري در كنار يكديگر قرار دهيم كه چشم نواز جلوه كند  ، يعني ، قرمز در كنار سبز ، بنفش در كنار زرد و نارنجي در كنار آبي.

66.                      شادي براي امور دنيايي مكروه است .

67.       در هر مجلسي مستحب است كه احترامات بر اساس ايمان و علم و بعد سن افراد باشد ، احترامات بر اساس ثروت و مقام ظاهري مكروه است.

68.              انكار كردن و رد نمودن چيزي بدون دليل حرام است.

69.      مستحب است آنچه را كه از امور دنيايي و غير دنيايي مي خواهيم كه به دست بياوريم  ، مقدار و تاريخ بدست آوردنش را تعيين كنيم و بگونه اي از بدست آوردنش مطمئن باشيم كه گويا هم اكنون آن را بدست آورده ايم و در غير اين صورت نبايد نسبت به آن اميدوار بود.

70.      واجب است كه مديريت خانه بر عهده پدر خانوده باشد و اگر دليلي بر مخالفت با تصميمات او نباشد ، حرام است كه با او مخالفت شود. مستحب است كه مادر خانواده موقعيت مديريتي پدر خانواده را براي بچه ها حفظ كند.

71.       سپردن مديريت خانواده به مادر در فرض حضور پدر مكروه است ، مگر اينكه پدر موقتا چنين چيزي را بخواهد.

72.      دادن خمس بر هر خانواده اي واجب است و اگر پرداخت نشود ، تمام هزينه هاي زندگي مخلوط به حرام مي شود و در تربيت فرزندان و بركت و سلامت زندگي اثر منفي دارد.

73.             خوردن غذاي افرادي كه يقين داريم ، خمس نمي پردازند ، مكروه است.

74.             معامله با افرادي كه يقين داريم خمس نمي پردازند ، مكروه است.

75.      واجب است كه زكات هر نوع محصول توليدي پس از كسر كردن هزينه ها در پايان هر دوره توليدي به عنوان مال الله به مرجع تقليد پرداخت شود.

76.      در سود هر محصول توليدي ، بيست درصد آن مال الله است كه واجب است در كارهاي مخصوصي كه به نفع جامعه اسلامي است ، توسط مجتهد عادل هزينه شود.

77.     واجب است  هر انساني كه به سن تكليف برسد ، تمام دستورات آخرين دين خدا را كه توسط آخرين پيامبرش با آخرين نسخه دين( مكتب اهل بيت ع ) با هر رتبه اي كه دارد ، انجام دهد.

78.      بر همه واجب است ، با كساني كه واجبات دين را انجام نمي دهند ، مراوده و معاشرت و رفت و آمد نداشته باشند و ارتباط خانوادگي با آنها بر قرار نكنند.

79.        بر والدين واجب است كه فرزندان خود را  با هر وسيله ممكن به نماز و ديگر واجبات وادار كنند و هر نوع كوتاهي در اين مورد گناهش بر آنان نوشته مي شود.

80.             تعيين مهريه خارج از حد عرف معمول مردم  مكروه است.

81.             انجام مستحبات در حالت بي حوصلگي مكروه است.

82.     مستحب است كه انسان خاطرات روزانه اش را بنويسد و نيز مطالب مهمي كه مي شنود يا مي خواند و در دفتري ثبت كند و گاهگاهي به آن مراجعه كند.

83.      مستحب است كه انسان از فكر خودش مطالبي روي كاغذ بنويسد ، اعم از شعر يا نثر كه كسي تا كنون چنين مطلبي را نگفته باشد.

84.     مقدمات حرام در صورتي گناه محسوب مي شوند كه منجر به انجام حرام قطعي و ذي المقدمه شوند و گرنه گناه نيستند.

85.             مقدمات واجب ، واجب است و اگرچه به انجام واجب منجر نشوند ، ثواب بر آنها مترتب است.

86.            مسواك كردن يك بار در روز واجب و بعد از هر غذا مستحب است.

87.             مستحب است مسواك كردن بيش از 5 دقيقه طول بكشد.

88.             استفاده كردن از دندان براي شكستن اشياء سخت حرام است.

89.            رانندگي كردن بيش از ده ساعت در شبانه روز ، حرام است.

90.      مايوس شدن در زندگي به هر بهانه اي  ، هرچند براي يك لحظه حرام است و ادامه ياس ، اصرار بر گناه كبيره است.

91.              نماز كسي كه خمس مالش را نپردازد قبول نيست.

92.      واجب است كه انسان  از درآمد ماهيانه بعد از كسر كردن هزينه هاي متعارف ، خمس مابقي درآمدش را بپردازد.

93.      واجب است انسان بداند كه اگر خمس مالش را نپردازد ، به همان مقدار از اموالش در حوادث روزگار تلف خواهد شد بدون اينكه اموالش پاك شده باشد.

94.      هنگام رفتن به مسجد بايد لباسهاي ساده و بدون زينت را بپوشيم و زينت كردن مكروه است ، همچنانكه مستحب است خود را معطر كنيم و تميز باشيم.

95.     مستحب است انسان بداند كه هر چه درد و رنج  در دنيا بيشتر باشد و انسان جزع و فزع و بي تابي نكند و با توكل بر خدا و دانستن اين كه بلا مقدمه خير است ، صبر كند ، بر شخصيت و قدرت و اجر او افزوده مي شود.

96.      مستحب است كه با هر بدي و مشكلي كه انسان برخورد كند ، بر جنبه مثبت و خيري كه در آن وجود دارد بنگرد و توجه خود را روي بديها متمركز نكند.

97.            مستحب است هنگام راه رفتن با قامت كشيده و استوار و مصمم قدم برداشته شود.

98.      در هواي سرد پاييز و زمستان بدون كلاهي كه پيشاني و شقيقه ها را بپوشاند رفتن  به هواي آزاد جايز نيست.

99.            شنيدن آهنگي كه انسان را  به خمودگي و سكون و افسردگي فرا مي خواند ، جايز نيست.

100.        شنيدن آهنگي كه انسان را به پويايي و تحرك و نشاط فرا مي خواند نيكوست.

101.   واجب است انسان بداند كه اگر مالش را با دادن حقوق شرعي آن پاك نكند ، اين مبلغ از مالش به هرحال به صورت هزينه پزشكي ، اسراف ، ضرر مالي و ... جدا مي شود ، در صورتي كه اگر حقوق شرعي اش را مي پرداخت اين هزينه ها نبود و اموالش هم پاك مي گرديد.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.  سخن گفتن و انجام هر گونه عملي براي اينكه عريضه خالي نباشد و چيزي گفته باشيم ، بدون قصد و هدف مشخص حرام است.

3.  واجب است كه يك نوع كالا در بازار يك شهر ، قيمتي واحد داشته باشد و تخلف از آن حرام است ، قيمت را نمايندگان آن صنف و نماينده حاكميت و نماينده مردم تعيين مي كند.

4.  تكرار سخنان ، براي كساني كه فايده اي براي آنها ندارد يا فايده اش اندك است ، اگر باعث تضييع وقت آنان شود حرام است.

5.  اظهار نظر و ابراز وجود و تاليف اثر و پديد آوردن اثر هنري و هر نوع كاري ، به قصد معروف شدن و رسيدن به موقعيت مادي و معنوي كه در بين ديگران شاخص شود و روي ديگران را كم كند ، حرام است.

6.     خلق آثار هنري به دستور و بخشنامه حاكميت ، مكروه است.

7.  بهره برداري از امكانات عمومي و شخصيتهاي شاخص اجتماع براي تاييد و تقويت حاكم ، حرام است ، زيرا هدف تاييد حاكم نيست ، بلكه هدف حكومت بايد تاييد مردم و خدمت رساني به آنها باشد.

8.  واجب است كه هر انساني ، در هر كجايي كه خطايي مشاهده كرد ، بويژه از كارگزاران ، فرياد بر آورد و مانع شود و هيچ كس حق برخورد با او را ندارد ، هرچند در تشخيص مورد دچار اشتباه شده باشد ، معذور است.

9.  واجب است كه فروشنده ، خوبي ها و بدي هاي كالاي خود را به خريدار بگويد و هيچ چيزي را فرو گذار نكند و اضافه از ويژگي هاي كالا هم نگويد.

10.            مهرباني كردن و احترام به والدين و خويشاوندان و نيز ديگران ، به خاطر امور دنيايي ، مكروه است.

11.            گفتن سخنان مايوس كننده و ترس آور حرام است.

12.     مسحب است كه هر اتفاق و پديده اي را با ديد مثبت بنگريم و به جنبه منفي آن توجه نكنيم و به درمان آن به عنوان امري مثبت نگاه كنيم.

13.     واجب است به عرض عمر خود بيش از طول آن توجه كنيم كه لحظاتمان پر بار باشد ، هرچند كم ، زيرا طول عمر بي حاصل ، جز درد سر و زحمت چيزي ندارد.

14.     مستحب است كه انسان هر چند وقتي به مناطق فقير نشين برود و با آنها زندگي كند و همدم و مصاحب آنها باشد و خود را با ظاهرشان انطباق دهد.

15.             

16.            انجام هر كاري در رانندگي به قصد اذيت كردن رانندگان ديگر ، بي جهت ، حرام است.

17.            مستحب است كه ماشين خود را هر فصل يك بار براي بازديد فني به مكانيكي ببريم و معايب آن را بر طرف بكنيم.

18.     رانندگي كردن بدون گواهينامه رانندگي حرام است ، مگر اينكه مهارت فرد توسط راننده اي خبره تاييد شود.

19.             واجب است كه اذان از بلندگوهاي مساجد در هر سه نوبت صبح و ظهر و مغرب پخش شود.

20.            پخش شدن سخنراني مراسم عادي از بلندگوهاي مساجد حرام است.

21.            تزيينات مسجد مكروه است.

22.            حرام است ، انسان به جايي برود كه مي داند به او توهين مي شود.

23.     ايجاد فضاي ترس يا رو در بايستي يا امنيتي و پليسي و هر نوع محدوديتي ديگر ، از طرف مديران بالا تا پايين جامعه براي مردم حرام است و مردم در چارچوب قانون اساسي و قانون عادي و شرع مطلقا آزادند و در مقابل هيچ مقامي ديگر مسئول و بدهكار نيستند.