بسم الله النور
بيا تا گل بر افشانيم و مي در ساغر اندازيم
فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم
اگر غم لشكر انگيزد كه خون عاشقان ريزد
من و ساقي به هم سازيم و بنيادش بر اندازيم
1. شناخت خداوند متعال بر هر كسي واجب است و زندگي بدون شناختن او حرام است.
2. بر هر انساني واجب است كه نصف( سه دانگ) زندگي خود را در اهميت خدا شناسي و دو دانگ آن را در اهميت اخلاق و يك دانگ آن را در اهميت احكام عملي دين صرف كند.
3. آموختن هر چيزي را كه ما را به شناخت خدا مي رساند واجب است و اگر به آن اهميت ندهيم ، كار حرامي مرتكب شده ايم.
4. عبادت كردن و علم آموختن چون ما را با خدا آشنا مي سازد واجب است.
5. اگر عبادتي يا علمي ، ما را با خدا آشنا نسازد ، لغو و بيهوده است و اگر انسان در هنگام عبادت يا آموختن علم توجهي به شناخت خدا نداشته باشد ، عبادتش باطل و علمش گناه است.
6. واجب است بدانيم كه همه موجودات جهان ، نشانه و اسمهاي خدا هستند ، مثل موجهاي دريا كه دريا را نشان مي دهند.
7. واجب است بدانيم كه هر كدام از موجودات جهان بخشي از عظمت خدا را نشان مي دهند و اگر همه اسمهاي خداوند را در نظر بگيريم كه شامل همه چيز باشد ، اسم الله بر آن مصداق پيدا مي كند.
8. واجب است بدانيم كه در نظر گرفتن خدا بدون توجه به اسمهايش ( موجودات) اسم هو و در نظر گرفتن اسمهاي خدا بدون او ، اسم موجودات عادي و در نظر گرفتن اسمهاي خدا و خود خدا اسم الله بر آن صدق مي كند.
9. واجب است كه بدانيم تمام پيامبران فقط براي يك چيز آمده اند و آن اين كه به ما بفهمانند كه موجودات جهان چه رابطه اي با خدا دارند و آمده اند كه خدا را معرفي كنند و از ديدن موجودات كه اسمهاي خدا هستند به خود خدا راه پيدا كنند همانطور كه از ديدن موجهاي دريا با خود دريا آشنا مي شويم.
10. واجب است كه از موجودات كثير جهان به وحدت خدا برسيم يعني وحدت را در كثرت ببينيم ، همانطور كه در موجهاي فراوان دريا ، فقط دريا را بايد ببينيم.
11. واجب است بدانيم كه همه موجودات جهان ، چه جمادات يا گياهان و يا حيوانات و انسان داراي شعورند ، اما شعور در آنها از كم تا زياد تقسيم شده است ، بنا بر اين همه موجودات مي فهمند و درك دارند و مي شناسند و حرف مي زنند و انسان بالاترين درجه شعور را دارد ، اين بدان معناست كه اسمهاي خدا در جهان چهار نوعند و هر كدام به اندازه درجه كمال خود ، خدا را نشان مي دهند و انسان كه كاملترين آنهاست بر بقيه موجودات حاكم است و جانشين خدا در زمين.
12. واجب است هر انساني بداند كه به هرچه بنگرد گويا بر خدا مي نگرد ، همچنانكه وقتي بر يك كلمه اي مي نگرد در حقيقت به معناي آن كلمه توجه مي كند و نه به حروف كلمه ، همچنانكه حروف ، اسم معنا هستند ، موجودات جهان هم اسم خدا هستند.
13. واجب است انسانها بدانند كه هميشه و همه جا نزد خدا هستند ، همانند موجها كه نزد دريا هستند.
14. هر انساني واجب است بداند كه امانت مهمي كه خدا نزد او سپرده است ، اختيار و آزادي در اعمال و ولايت است ، بگونه اي كه هرچه انسان بخواهد مي تواند انجام دهد برخلاف ديگر موجودات و بايد از اين امانت بدرستي و در راههاي شايسته استفاده كند ، هرچند استفاده نادرست هم از اين قدرت و اختيار ممكن است ، ولي فقط بايد در راه خير به كار گيرد وگرنه به جاي پاداش ، كيفر مي بيند.
15. واجب است بدانيم كه همه اشياء و صفات و خواص آنها ، اسماء و صفات خداوند هستند و خداوند هميشه در حجاب اين اسماء و صفات است.
16. واجب است بدانيم كه اگر اسم خدا را از اشياء جدا كنند ، هيچ مي شوند و به عبارت ديگر ، همه چيز با اسم خدا چيز است.
17. واجب است بدانيم كه جز خداي تبارك و تعالي چيزي نيست و هرچه هست اوست ، جلوه ها و اسمها هم ظهور اوست.
18. واجب است بدانيم كه همه چيز اسم خداست ، شما خودتان اسم خدا هستيد ، زبانتان هم اسم خداست ، دستتان هم اسم خداست ، وقتي از جايي به جايي مي رويد هم با اسم خدا مي رويد و در يك كلام ، همه چيز اسم الله است و اسم در مسماي خودش فاني است.
19. واجب است بدانيم كه از هرچيزي كه تعريف و تمجيد كنيم ، اين تعريف و تمجيد خداست ، زيرا هر موجودي اسم خداست و خودش چيزي نيست ، موج دريا ، همان درياست.
20. بايد بدانيم كه مستقل ديدن موجودات ، حجابهاي ظلماني هستند و موجودات را نشانه و اسم خدا ديدن ، حجابهاي نوراني هستند و بر همه واجب است كه هم حجابهاي ظلماني و هم حجابهاي نوراني را ناديده بگيرند تا حق را با همه شكوه و عظمتش مشاهده كنند و آن وقت مي فهمند همه موجوادت سرابند و خدا همه چيز.
21. واجب است كه جهان را خيال اندر خيال و اعتبار اندر اعتبار و همه موجودات را غرق و فاني در خدا بدانيم ، همچنانكه موج فاني در درياست و بايد با چشم راست وحدت ( خدا ) را و با چشم چپ كثرت ( موجودات) را ببينيم ، اما بايد نگاه چشم راست و وحدت و ديدن خدا بر ديدن كثرت غلبه كند.
22. واجب است كه بدانيم پيامبران و امامان ، انسانهايي مانند انسانهاي ديگر هستند كه در اثر شدت ايمان و تدين و عمل به دستورات خدا و خودسازي و تهجد و دوري از گناه ، بتدريج به مقام و درجه اي از ايمان مي رسند كه يك انسان كامل در آن مقام قرار مي گيرد و وقتي كه به آن رسيد معصوم مي شود و خطا و گناه از او محال است كه سر بزند و هر آنچه بگويد يا انجام بدهد يا تقرير كند صحيح و براي ديگر انسانها حجت شرعي مي شود.
23. واجب است بدانيم كه وقتي انساني در مسير تكاملي خود به درجه عصمت مي رسد ، اگر اراده كند ، هر نوع كاري از او ساخته است و همه موجودات جهان ، مطيع امر او مي شوند و اين كار براي پيامبران معجزه و براي غير پيامبر كرامت و خرق عادت ناميده مي شود.
24. واجب است بدانيم كه مسير تكاملي در جهان از كم ارزشترين موجودات كه جمادات هستند شروع و به خدا ختم مي شود. هرچه به سوي خدا به پيش مي رويم بر ارزش و قدرت ما افزوده مي گردد ، به گونه اي كه وقتي انساني به مقام عصمت و ولايت تامه مي رسد ، بر همه چيز حاكم مي شود و ديگراني كه قبل از اين مقام هم قرار مي گيرند ، مانند اولياء الله ،داراي كرامت مي شوند.
25.واجب است كه در نماز وقتي صراط المستقيم را بر زبان مي آوريم ، مقصود آن را با ياد آوري قضيه غدير خم و رهبري حضرت علي(ع) و امامان اثني عشر(ع) براي خود بيان كنيم.
26. واجب است كه هر انسان مكلفي بداند كه بر جهان قانون قضا و قدر حاكم است و خداوند ، هر كاري را بر همين اساس مرتب كرده است به اين معني كه قدر و تعيين اندازه و مقدار به دست و اختيار انسان سپرده شده است و هر آنچه را كه انسان تقدير كند و بر گزيند ، همان خواست ، توسط خدا انجام مي گيرد و هيچ انساني مجبور نيست ، بلكه همان خواست او اجرا مي شود و اين اجرا ، قضاي الهي است. به عبارت ديگر قدر به دست انسان است و اجراي آن يا قضا ء به دست خدا.
27. واجب است كه انسان در هر هفته حد اقل يك ساعت به تفكر بپردازد كه كيست و چيست و از كجا آمده است و چه بايد بكند و بعد از اين به كجا خواهد رفت و ...
28. واجب است انسان بداند كه هميشه دو فرشته همراه او هستند كه يكي كارهاي خوب و ديگري كارهاي بد او را مي نويسد و در قيامت به آنها رسيدگي مي شود.
29. واجب است انسان بداند كه تنها دين و مكتب قابل قبول براي خدا ، آن مكتب و ديني است كه بر آخرين پيامبر يعني حضرت محمد(ص) نازل شده است و مهمتر از همه ، آخرين حكم خدا در واقعه غدير است.
30. مستحب است انسان بداند كه هر توقعي كه از خدا داشته باشد ، اگر به اين توقع باور و ايمان پيدا كند ، خداوند به او عطا مي كند.
31. واجب است انسان بداند كه زندگي دنيا مقدمه زندگي واقعي انسان است و زندگي اصلي انسان بعد از مرگ شروع مي شود و دنيا مانند پلي است كه ما را به زندگي آن دنيا مي رساند.
32. واجب است انسان بداند كه زندگي بعد از مرگ خود را بايد در همين دنيا بسازد و مصالح ساختماني بهشت ، عقايد و اخلاق و اعمال انسان است و مطابق مكتب آخرين پيامبر خدا حضرت محمد(ص) و به همه سفارشهاي او خصوصا آخرين سفارشش در مورد جانشين خود بايد پاي بند باشد و اگر حتي يك دستور از عقايد را قبول نكند ، دينش ناقص است.
33. واجب است بدانيم كه مرگ ترسناك نيست و مانند خوابي است كه هر شب آن را تجربه مي كنيم.
34. واجب است بدانيم كه خدا مهربانتر از آن است كه اندازه آن را بدانيم و با هر بهانه اي مي خواهد ما را به بهشت ببرد.
35.واجب است كه بدانيم كه فقط دو گروه تا ابد در جهنم باقي مي مانند ، قاتل ظالم و انسان مشرك و بقيه ، هرچند گناهان زيادي هم كرده باشند ، پس از مدتي كه در جهنم عذاب شدند به بهشت مي روند.
36. واجب است بدانيم كه مهمترين گناه در جهان خلقت ، گناه عقيدتي است و آن اينكه به سخنان و دستورات آخرين پيامبر خدا حضرت محمد(ص) توجه نكنيم.
37. واجب است بدانيم كه درجات بهشت و جهنم ، بر اساس توجه به دستورات آخرين پيامبر خدا حضرت محمد(ص) به انسانها داده مي شود.
38. واجب است بدانيم كه خدا هميشه نزد ماست ، همچنانكه دريا هميشه نزد امواجش مي باشد.
39. واجب است بدانيم كه به هرچه بنگريم ، به خدا نگريسته ايم ، زيرا همه چيز اسم خدا و جلوه اوست ، همچنانكه وقتي به موج دريا مي نگريم ، در حقيقت به دريا نگريسته ايم.
40. واجب است بدانيم كه پيامبران و ائمه (ع) بندگان خدا هستند كه بر اثر بندگي خدا و رعايت دستورات الهي و تلبس به اسماء حسناي الهي و كامل شدن و تجلي اسماي الهي در آنها به اين مقام رسيده اند.
41. واجب است بدانيم كه همه انسانها مي توانند و بايد به مقامهاي عالي معنوي برسند و هيچ مانعي براي رسيدن به كمال نهايي از طرف خداوند نيست و فقط بستگي به عمل و همت انسان دارد و عنايت خداوند شامل همه است و هرچه انسان در مقام انساني بالاتر رود ، عنايت خاص خدا هم بيشتر مي شود.
42. واجب است كه بدانيم خداوند مي خواهد همه انسانها ، كامل و در حد معصوم شوند تا هدف خلقت محقق گردد و اسماء الهي به طور كامل در همه انسانها تجلي كند و همه چيز الهي شود.
43. واجب است كه انسان بداند كه تمام لحظات زندگي دنيا در بلا و سختي پيچيده شده است تا انسان متكاملتر شود ، زيرا راحتي و رفاه ، شخصيت انسان را سست و ناتوان مي كند.
44. واجب است انسان بداند كه لذتها و خوشيهاي دنيا واقعي نيستند و لذت واقعي بعد از مرگ نصيب انسان مي شود و هرگز لذت واقعي در اين دنيا درك نمي گردد.
45. مستحب است كه انسان بداند ، داشتن بهترين زندگي دنيايي از همه نظر ، فقط تا 40 شبانه روز ، براي انسان اذتبخش است و بعد از آن تكراري و بي مزه مي شود.
46. واجب است انسان بداند كه اگر در دين و مكتبي ، حتي يك خطا وجود داشت ، آن دين و مرام و مذهب ، باطل است ، زيرا خداوند خطا نمي كند و مطابق عقل و عاطفه و امور عادي دنيايي فرمان مي دهد.
47. واجب است انسان بداند كه تعاليم اسلام در سه موضوع عقايد و اخلاق و احكام عملي ( فقه) خلاصه مي شود و مهمترين تعاليم اول عقايد و بعد اخلاق و سپس احكام است و اگر حتي يك عقيده را از عقايد اصلي اسلام را قبول نكنيم ، از دين اسلام خارج شده ايم و موجب كفر مي گردد.
48. واجب است بدانيم كه دين يهود به رهبري حضرت موسي(ع) و دين مسيحيت به رهبري حضرت عيسي ( ع) از طرف خداوند بوده اند و مانند رتبه هاي درسي براي بشريت مي باشند كه دين يهود ، كلاس ابتدايي دين و دين مسيحيت كلاس دوره راهنمايي دين و دين اسلام آخرين رتبه كلاس دين بوده است. حضرت موسي (ع) در كتاب توراتش آمدن حضرت عيسي(ع) يا ماشيح را مژده داده است و حضرت عيسي(ع) در كتاب انجيلش ، آمدن حضرت محمد(ص) يا فارقليطا را مژده داده است و حضرت محمد(ص) در كتابش قرآن كه تا روز قيامت كتاب زندگي خواهد بود ، جانشين خود را با ابلاغ روز غدير و ديگر سفارشات معين كرده است.
49. واجب است بدانيم كه هر آنچه را كه پيامبر در زمان خود و يا امام معصوم در زمان خود مي گويد ، همانا گفته خداست ، زيرا معصوم جانشين و خليفه تام خداوند است و براي همه انسانها حجت است.
50. واجب است بدانيم كه در زمان غيبت ، براي شناختن عقايد و اخلاق و احكام ديني و در اموري كه نياز به شناخت دستور نوين دين در زمانهاي مختلف را داريم بايد به جانشينان پيامبر و امام معصوم در علم دين يعني علماي رباني مراجعه كنيم كه آنان نزد خداوند حجت دين هستند.
51. واجب است كه بدانيم اگر از مال و فرزندان و امكانات و موقعيت دنيا براي خدا و آخرتمان استفاده نكنيم ، آنها را مفت از دست مي دهيم و لذت و خوشي آنها تمام مي شود و به خاطر به كار نگرفتن آنها در راه خدا محاكمه خواهيم شد.
52.مستحب است كه انسان بداند ، شادي و نشاط روحي ، در كمتر مصرف كردن از متاع دنياست.
53.مستحب است بدانيم كه هرچه تزلزل روحي در ابتداي زندگي بيشتر باشد ، در ادامه زندگي ، تسلط و قدرت روحي بيشتر مي شود.
54.واجب است بدانيم كه هرچه را بيشتر تكرار و تمرين كنيم ، در ما ايجاد مي شود و اگر ضد آن را انجام دهيم ، از وجود ما بيرون خواهد رفت.
55. واجب است بدانيم كه اگر انسان با تقوا و مومن و زاهد باشد ، هرچند درس نخوانده باشد ، عالم و دانشمند خواهد شد.
56.واجب است بدانيم كه معارف دين براي كساني هم دردنيا و هم در آخرت فايده خواهد داشت كه با تقوا و مومن باشند.
57.واجب است بدانيم كه خداوند ، هيچ چيزي را در اين جهان بيهوده و بي فايده نيافريده است.
58.مطالعه كتابهاي عرفاني و اشعار عارفان مستحب است.
59.واجب است انسان بداند كه هيچ كس جز خودش نمي تواند ، زندگي اش را از نظر مادي و معنوي ، بسازد يا خراب كند.
60. واجب است ، آنچه را كه انسان از خدا مي خواهد مطمئن باشد كه به او مي دهد و حرام است كه خيال كند خدا به او نخواهد داد ، البته بايد چيزي را كه از خدا مي خواهد دقيقا مشخص كند كه چه مقدار مي خواهد و تا چه زماني بايد به آن برسد.
61. واجب است بدانيم كه زمين و زمان گوش به فرمان انسان آفريده شده است و آنها مامورند كه دستورات انسان را به امر خدا انجام دهند و اگر انسان از اين موقعيت استفاد نكند دچار خسران شده است.
62. واجب است بدانيم كه هيچ انساني بر انسان ديگر برتري و شرافت ندارد ، مگر به داشتن توجه بيشتر به خدا و خدايي تر بودن و همه انسانها با هم مساوي هستند و مي توانند با استفاده از اسماء حسناي خداوند ، خود را به درگاه ربوبيت نزديك سازند و هيچ مانعي جز خود انسان كه استفاده بكند يا نكند وجود ندارد. هر كس خوبي بيشتري در خود ايجاد كند و بديهايش را كمتر كند ، او به خدا نزديكتر شده است.
63. واجب است بدانيم كه خداوند ، اختيار غمها و شادي انسان را به خود انسان واگذار كرده است ، يعني هر احساسي كه انسان بكند ، همان وضعيت برايش پيش مي آيد ، اگر احساس غم بكند ، غمگين خواهند شد ، هرچند در اوج شادي باشد و اگر احساس شادي بكند ، شاد خواهد شد ، هرچند در غرقاب غم باشد.
64. واجب است بدانيم كه در حالت عادي ، خداوند متعال غمها و شاديهاي زندگي هر انساني را مساوي آفريده است ، يعني غمهاي انسان در طول زندگي اش برابر است با شادي هاي او و نيز غمهاي او برابر غمهاي همه افراد ديگر و شاديهايش هم برابر شايهاي ديگران خواهد بود.
65.حرام است كه فكر كنيم درزندگي به ما ظلم شده است ، زيرا خداوند همه امكانات را براي انسان آفريده است و اگر انسان احساس ظلم مي كند ، چون خودش نخواسته است كه زندگي اش ، چه از نظر مادي و چه معنوي درست شود ، اگر فقط بخواهد كه درست شود ، درست مي شود ، نيازي نيست كه جز خواستن با اطمينان ،كار ديگري بكند ، چون قدرت كاري ندارد و وظيفه او فقط خواستن و امر كردن جدي است و كائنات هم به امر خداوند ، مامورند كه خواسته انسان را انجامدهند.
66. واجب است كه بدانيم ، معارف دين مانند يك داروخانه است كه همه نوع دارو براي همه نوع بيماري در آن وجود دارد ، اما بايد داروهاي مخصوص هر بيماري و مقدار مشخص آن را بدانيم و مصرف كنيم تا بهبودي حاصل شود ، هر دارويي ، براي هر مريضي و به هر مقدار و در هر زماني نمي تواند موثر باشد و چه بسا كه باعث مرگ و يا بيماري لاعلاج ديگر هم بشود.
67. حرام است ، كسي كه خود طعم و لذت دين را نچشيده است به آموزش دين بپردازد و به گفتن يك سري معلومات خشك و بي روح اكتفا كند ، به اميد اينكه اين معارف به تنهايي كاري بكند.
68. مراجعه كردن به افرادي كه تكبر و خشونت و بدبيني و خودبرتر بيني و جلال و شكوه تصنعي و ديگر صفات غير قابل قبول براي عالمان ديني را در آنها مشاهده مي كنيم ، حرام است.
69. واجب است براي آموختن تعاليم ديني ، به عالماني مراجعه كنيم كه با صفا و متواضع و مهربان و خاكي و مردمي و پناه دلها و به همه چيز خوشبين و بيش از پدر دلسوز و دوست داشتني و خطاپوش و بي منت و همه اين صفات را نه براي پيدا كردن جايگاه در دل مردم ، بلكه واقعا اينگونه باشد و به تمام معنا ، نشانه و آيت خدا در روي زمين باشد.
70. واجب است بدانيم كه همه ما هميشه در حضور خدا هستيم و لحظه اي از غايب نمي شويم و او هم غايب نمي شود.
71. واجب است بدانيم كه همه جهان اسم الله است و همه موجودات جهان ، نشانه ذات مقدس حق تعالي و نور الله هستند.
72. واجب است ، انسان به هرچه بنگرد ، آن را مستقل نداند و نشانه اي از خدا و موجي از درياي خدا بداند و تقواي واقعي اين است كه از ديدن موجودات به گونه اي مستقل پرهيز كنيم.
73. مسامحه در انتخاب مرجع ديني حرام است و اندك اشتباه و ناديده گرفتن كمترين خطا در اين زمينه ، خطرات جبران ناپذيري در امور دنيا و آخرت انسان پديد مي آورد ، عالم ديني بايد به لباب دين راه يافته باشد كه بتواند ، جلودار راه دين باشد.
74. اموري كه بر مردم عادي مكروه است ، بر عالمان ديني حرام است و چيزهايي كه براي مردم عادي ترك اولي است ، بر عالمان ديني مكروه است و چيزهايي بر مردم عادي مباح است ، بر عالمان ترك اولي است.
75.انجام يك مورد حرام و يا تكرار مكروه از طرف عالمان ديني ، آنان را از شانيت عام ديني مي اندازد و رجوع مردم به آنان حرام است.
76. جلوه دادن ظاهر ، مانند تنظيم محاسن به گونه اي خاص كه جلب اعتماد و موقعيت كند و نيز پوشيدن لباس و ملحقات آن كه به خود تقدس ببخشد ، حرام است.
77. واجب است ، بنا را بر اين بدانيم كه همه انسانها بايد به يك انسان كامل در حد يك معصوم برسند و به حد اقل اكتفا نكنيم و هر نوع تفكري غير از اين حرام است و سد راه انسانيت.
78. آموختن مسايل ديني اسلام به عنوان آخرين دين مورد قبول خداوند بر همه واجب است.
79. واجب است انسان بداند كه اگر خودش ، نقشه خاصي را براي زندگي مادي و معنوي خود ترسيم نكند ، هيچكس آن كار را براي او نخواهد كرد و اگر چنين كرد ، هيچ كس نمي تواند از اجراي آن نقشه جلوگيري كند ، جز عدم ترسيم خودش و خدا هم هرگز قرار نيست كه براي فردي نقشه خاصي بكشد چون با دادن اختيار به انسان ، اين كار فقط به خود شخص واگذار شده است و اگر نقشه نكشد به اختياري كه خدا به او داده است ونيز به همه كائنات خداوند خيانت كرده است ، زيرا از آنها به عنوان امكانات پيشرفت خود استفاده نكرده است.
80. واجب است بدانيم كه همه موجودات ، چه جماد و چه نبات و چه حيوان ، داراي شعور هستند و مي بينند و مي شنوند و ... اما درجه شعورشان از انسان كمتر است و نمي توانند پاسخ بدهند ، اما در نزد خود همه چيز را ضبط و حفظ مي كنند ، بنا بر اين حرام است كه به موجودات خدا توهين كنيم و در نظر داشته باشيم كه در قيامت كارهاي ما را شهادت مي دهند.
81. حرام است كه معارف دين و اولياي خدا را به گونه اي دست نيافتني و دور از دسترس بشر معرفي كنيم كه مردم را از هر گونه همساني با آنان مايوس كنيم و انجام عبادت و دعا را توسط معصوم براي آموزش دادن به بندگان بدانيم و خودشان را اجل از عبادت كردن و مافوق بشر بدانيم.
82. حرام است كه خود را در معرفي دين و معارف آن كاسه داغتر از آش بدانيم و زوايد غير شرعي و غلو آميز بر احكام و اولياي دين بيفزاييم.
83. در مباحث و معارف ديني ، بدون دليل و با دلايل كلي و مبهم حرام است كه ديگران را متهم به انحراف و عدم رعايت موازين و مباني دين كنيم ، مگر با دلايل واضح و مورد قبول.
84. واجب است كه هر آنچه را به آن يقين نداريم ، هرچند از مشهورات باشد ، بدون دليل نه رد كنيم و نه قبول.
85.حرام است كه دلايل اجتهادي را در مقابل دلايل شرعي قرآن و احاديث قرار دهيم.
86. بر مومنان حرام است كه شك كنند كه آنچه را از خدا مي خواهند به آنها ندهد.
87. واجب است كه مردم ، دنيا را فرصتي بدانند كه خداوند متعال و مهربان در اختيار آنان قرار داده است و در اينجا بايد با قدرت اختيار و گزينشي كه خدا به آنها داده است ، زندگي دنيا و آخرتشان را بسازند و خداوند خودش در اراده و اختيارشان دخالت نمي كند چون قرار است هركس خودش تصميم خود را در مورد دنيا و آخرت بگيرد و خداوند فقط همه امكانات لازم را به فرمان انسان قرار داده است و هرچه بخواهد مي تواند همه جهان را در خدمت خود بگيرد و اگر انسان از اين موقعيت و اختيار استفاده نكند و منتظر باشد كه خدا برايش تصميم بگيرد يا ديگران ، راه به جايي نمي برد ، زيرا خداوند همه وسايل را برايش آماده كرده كه خودش تصميم بگير و هرچه تصميم بگيرد هم مي شود ، چه خوب و چه بد ، اما خدا دستور خوبي و بدي را هم فرستاد و اعلام كرده است كه خوبي ها پاداش و بهشت و بدي ها عذاب و جهنم دارد ، ولي هيچكس را مجبور نمي كنم كه خوبي كند يا بدي ، با اختيار خودتان خوب يا بد باشيد ، دستتان كاملا باز است ، اما خوبي و بدي ، هر كدام آثار خودش را در دنيا و در آخرت دارند.
88. حرام است ، كسي را كه از طرف خدا و معصوم تاييد نشده است ، در رديف آنان قبول كنيم ، مگر در قالب عقود عمومي اسلام.
89. واجب است در جامعه فقط احكام آخرين نسخه تاييد شده اسلام در روز غدير اجرا گردد و غير از آن حرام است.
90. در زمان غيبت ، عرف متشرعه آخرين نسخه دين بر جامعه حاكم قابل قبول است ، اين عرف حجت است و براي فردي در مقابل اين عرف ، حق ابراز راي وجود ندارد ، هرچند حاكم جامعه.
91. هر كس عمدا يكي از دستورات واجب خدا را انجام ندهد ، دچار فسق شده است و بايد در معاشرت و تعامل با او تجديد نظر كنيم.
92. هنگام بلند شدن از سر جاي خود ، مستحب است كه به ياد بياوريم كه با قدرت خدا در حال بلند شدن هستيم.
